مرتضى مطهرى
338
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اين كه در زيست شناسى تكامل ثابت شده تو در فيزيك تكامل را قبول مىكنى ، مىگويد نه ، فيزيك بايد جداگانه خودش ثابت كند . آيا در شيمى شما قبول مىكنيد ؟ مىگويد نه ، شيمى جداگانه خودش بايد بگويد . آيا در آسمان شناسى قبول مىكنيد ؟ مىگويد نه ، آن حسابش حساب جداگانه است . و همچنين اصل تبديل كميت به كيفيت . نظير اشكالى [ است ] كه اول كرديم كه هگل حق دارد با فلسفهء خودش از ضرورت منطقىِ تبدل ضدى به ضد خودش سخن بگويد كه فلسفهء او فلسفهء عقلى است و او جريان را جريانِ نتيجه شدنِ نتيجه از دليل تلقى مىكند نه جريان علت و معلولى . ولى شما كه آن راه عقلى هگل را دور ريختهايد و بعد مىخواهيد بگوييد اين همان جريان علت و معلولى ماده است ، نمىتوانيد بگوييد هر ضدى منطقاً از ضد ديگر نتيجه مىشود ؛ بايد بگوييد هر ضدى مولود ضد قبلى خودش است كه تازه اين را علم هم قبول ندارد . وقتى ضدى مولود ضد ديگر بود ، بحث در همين ولادتهاست . همهء حرفها از قديم روى همين ولادتهاست كه آيا آن علل قبلى ، مادرها كافى هستند براى فرزندها ؟ يا مادرها همه ، زمينههاى قابلى هستند و باز اصل اين كه هر متحركى نيازمند به محرك [ است ] سر جاى خودش هست ؟ پس هگل مىتواند روى فلسفهء خودش از آن ضرورت منطقى سخن بگويد ، شما نمىتوانيد اين حرف را بزنيد ؛ هگل مىتواند روى فلسفهء خودش از اصل تكامل سخن بگويد ، شما روى حرفتان كه فلسفهتان به قول خودتان علمى است نمىتوانيد اين حرف را بزنيد ؛ هگل مىتواند لااقل ولو بهطور غلط روى فلسفهء خودش بيايد از اصل تبديل كميت به كيفيت سخن بگويد ، شما كه فلسفهتان فلسفهء علمى است چرا ؟ [ اين سؤال پاسخى ندارد ] غير از اين كه بگوييم كه دلتان خواسته يك فلسفهاى بسازيد با يك مثال ، دو مثال ، بعد بياييد تعميم بدهيد به همهء پديدههاى عالم ، كه اين فلسفه هيچ نمىتواند فلسفهء علمى باشد .