مرتضى مطهرى
323
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىگويد كه فويرباخ طبيعت گرا بود نه ماديگرا . بعد خوب توضيح مىدهد كه مقصود اين است كه فويرباخ يك ماديگراى جامد بود ولى ماركس يك ماديگراى تحول گرا . انگلس هم همين مطلب را گفته است كه ماديگرايى فويرباخ يك ماديگرايى سطحى و بىروح و جامد و مبتذل بود . حال آقاى ماركس چه كرد كه اين ماديگرايى بىروح و سطحى و مبتذل و جامد را متحول كرد و به صورت ماديگرايى متحول و ديناميك و خودرو تغيير داد ، كارش همين بود كه آن را با انديشهء منطقى هگل ، با ديالكتيك هگل پيوند داد ، همين سخن معروفى كه همه مىگويند - و استالين هم در كتاب ماترياليسم ديالكتيك به اين حرف تصريح مىكند - كه قبل از ماركس ماترياليسم وجود داشت اما يك ماترياليسم بىروح و جامد و مبتذل ؛ مقصودش اين است كه با يك منطقِ به قول اينها متافيزيكى ، با منطق ساكن و جامد . و قبل از ماركس باز منطق ديالكتيك ، منطق ديناميك وجود داشت كه منطق هگل بود ولى بر اساس فلسفهء ايده آليستى به قول اينها . كارى كه ماركس كرد اين بود كه از هگل منطق را گرفت ، به تعبير استالين پوستهء ايده آليستىاش را دور انداخت و از ماديگرايىاى كه قبل از او بود - مخصوصاً ماديگرايى فويرباخ - ماديگرايىاش را گرفت و آن پوستهء منطقى جامدش را دور انداخت . پس چيزى از اين گرفت و چيزى از آن ، و چيزى از آن دور انداخت و چيزى از اين ، و در نتيجه يك مكتب جديد و يك نوزاد جديد به وجود آمد به نام « ماترياليسم ديالكتيك » يعنى ماديگرايى ديالكتيكى ، تحولى . پس پيش افتادنش از فويرباخ به اين صورت بود كه آن ماترياليسم جامد را تبديل به يك ماترياليسم تحول گرا كرد . البته در اينجا از دو جا مايه گرفت . معمولًا مىگويند مايهء اولى را از هگل گرفت ( و درست هم همين است ) ، اين تحول گرايى را از منطق هگل گرفت . ولى مقارن با اين كه افكار ماركس داشت منتشر مىشد افكار داروين در باب تكامل منتشر شد ، چون گويا تبدل انواع داروين در 1858 منتشر مىشود ، مقارن همان سالها مانيفست اينها منتشر شد . [ انتشار آن ] دو سه سال بعد از مانيفست ولى چند سال قبل از كتاب سرمايه بود . اين داروينيسم و اصل تكاملى كه داروين اعلام كرد ، اين هم يك مايهء ديگرى براى تحول گرايى ماركس و تأييدى براى مكتب اينها بود . بعد مىگويد : ماديگرايى و تحول : آوردهء داروين و انگلس . پس منظور از اين ماديگرايى جدلى و تحول گرا كه لنين و جانشينان وى به حق آن را يكى از نكات اصلى مكتب ماركس دانستهاند ( يعنى همان ماترياليسم ديالكتيك ) چيست ؟ اساساً اين كه جدل هگل كه در زمينهء پندارهها قرار داشت ( يعنى آن يك ديالكتيك ايده آليستى بود ) بايد