مرتضى مطهرى
307
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
استاد : بله ، علل معدّهاند ولى علل ايجادى نمىتوانند باشند . - « بدين ترتيب است كه به قول ماركس و انگلس نظام جماعتهاى بدوى ( تز ) طى قرنها جاى به نظام مالكيت خصوصى مىدهد كه موجب برانگيختن مبارزات طبقاتى مىشود ( آنتى تز ) و ليكن از نظام اخير نظام اشتراكى ظهور خواهد كرد كه ضمن حفظ پيشرفتهاى انجام شده در نظام سرمايه دارى بشريت را در يك جامعهء بدون اختلاف طبقاتى كه سنتز خواهد بود گرد هم خواهد آورد . » « 1 » استاد : تا اينجا مكانيسم انديشه بود . مكانيسم انديشه همان منطق ديالكتيك بود ، همان منطقى كه داشت بيان مىكرد . حال به « مكانيسم عمل » بپردازيم . - « روش هگل عنصر ديگرى نيز براى اين كار فراهم مىآورد . جدل كه بيان روانى خصلت پرتحرك آلمانى است ، عميقاً يك فلسفهء قدرت به شمار مىرود . جدل ، انديشه را برمىانگيزد و به عمل ترغيب مىكند زيرا گويى همهء رازها را آشكار ساخته است . جدل ، روح را لابلاى پيشامدها مىبرد و مىتوان گفت تاريخ را در اختيار انسان قرار مىدهد ، زيرا از ديدگاه جدل ، تاريخ شامل يك رشته نيرو و ضد نيروست كه با تحريك آنها مىتوان حركتش را تسريع كرد . اصل منفى به زندگى حركت مىبخشد . اما اين فلسفهء قدرت پس از رسيدن به اين مرحله مستقيماً به تجليل و تكريم از مبارزه منتهى مىشود . قبلًا هراكليت - كه پدر جدل محسوب مىشود - اين جملهء ناشاد معروف را براى ما باقى گذاشته بود كه « جنگ ، مادر همه است » . اما فيلسوف برلينى است كه عاقبت فرمول آشتى ناپذيرى در مدح جنگ ارائه مىدهد : « به هنگام صلح . . . انسانها زار و نزار مىشوند . مرگ در چنين هنگامى است . . . دولت براى تصديق فرديت خود بايد يك دشمن به وجود آورد . . . خلقها در نتيجهء جنگ قويتر مىشوند . . . و غيره » . چه جاى شگفتى است كه استفاده از اين طريقهء فكرى توسط ماركس در زمينهء اجتماعى به آئين مبارزهء طبقاتى و انقلاب حاد منجر شود . اين موضوع دور تر مورد بررسى قرار خواهد گرفت . پس معلوم شد ماركس - و هنگامى كه اين نام را مىنويسيم انگلس نيز منظور است - نه تنها روش تفكر خود را مديون هگل است ، بلكه به عنوان يك روشنفكر اهل عمل ، انديشهء مربوط به اعمال خويش را نيز از او دارد . اما در حالى كه حكمت جدل ، هگل را به محافظه كارى
--> ( 1 ) ماركس و ماركسيسم ، ص 22 .