مرتضى مطهرى
303
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تكامل ، در مرحلهء سوم فنا . « سه پايه » مىگويد در مرحلهء اول تولد ، در مرحلهء دوم نفى و در مرحلهء سوم تكامل ؛ چگونه اينها با همديگر قابل جمع شدند و اينها را به عقد هم در آورديد ؟ - شايد به اين صورت بگويند كه در اين تولد و رشد و نزول ، به اين شكل مىشود تطبيق داد كه تولد و رشد را در مقابل « برنهاده » قرار مىدهيم ، نزول را مقابل « برابر نهاده » . استاد : سومش چيست ؟ - تولد جديد . استاد : نه ، اين سه دوره را با آن سه دوره مىخواهد به عقد همديگر در بياورد . شما سه دوره را تبديل به دو دوره مىكنيد . تازه دو دوره هم با همديگر تطبيق نمىشود . آن وقت مرحلهء سوم ندارد ، مىشود دو دوره . براى من كاملًا محسوس است كه اصلًا فلسفه در غرب آميخته با ادبيات و شعر است ؛ تعبيرات ادبى و شاعرانه است كه به اين حرفها رنگ و روغن مىدهد . اگر كسى همينطور عبور كند ، تعبيرات ادبى و شاعرانه را به صورت يك فلسفه بپذيرد ، خيلى حرفهاى خوبى است ، ولى اگر بنا باشد انسان مته به خشخاش بگذارد مىبيند جز پوستهاى از ادبيات چيز ديگرى باقى نمىماند . مثلًا اين خيلى تعبير ادبى عالى است : هر فكر كه اول پيدا مىشود ( يا هر نهاد ، چون فكر و نهاد از نظر هگل يك چيز هستند . گفتيم ذهن و واقعيت از نظر او يك چيز است ) ، هر فكر و هر نهاد ابتدا تصديق به موجوديت خود مىكند ، يعنى مىگويد من هستم ، اين تعبيرِ ادبى مطلب است ، يعنى موجود مىشود . هنگامى كه ضمن رشد ، خود را تحميل مىكند ، مخالفتى بر مىانگيزد ( البته مخالفت از درون خودش بر مىانگيزد ) و ضد خود را ايجاد مىكند ، كه مرحلهء آنتى تز است . اين ضد به منزلهء يك نوجوانى است كه از يك والدينى پيدا شده است كه به قول مؤلف چون مىخواهد شخصيت خودش را تأييد كند در مقابل والدين سرپيچى مىكند . يك جوان وقتى مىخواهد در مقابل والدين بگويد من هم هستم ، من هم كسى هستم ، از حالت تسليم مطلق در مقابل والدين سر باز مىزند . مىگويد : مانند نوجوانى كه از راه مخالفت با والدين به تأييد شخصيت خود مىپردازد و از مبارزهاى كه چنين ( ميان كهنه و نو ) پديد مىآيد فكر يا نهاد برترى ظهور مىكند كه اضداد را در يك سنتز