مرتضى مطهرى
288
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يكى از مشخصات خوبى يك جهان بينى اين است كه اميدآفرين باشد . حال ، فلسفهء هگل از آن جهت كه تكيهاش روى مسئلهء تضاد است و معتقد است كه هر چيزى نطفهء مرگ خودش را در درون خودش دارد ، على القاعده بايد يك فلسفهء بدبينانه باشد ، يعنى هميشه به اصطلاح نغمهء شوم فنا و نيستى و نابودى و پوچى - كه در اروپا هم اين فلسفههاى پوچى گرايى از همين جاها ناشى مىشود - سردهد . مىخواهند بگويند كه نه ، ولى ماركس و انگلس عليرغم اين جهت ، فلسفهشان يك فلسفهء خوشبينانه است ، چرا ؟ براى اينكه گفتيم اينها اين تضاد را خلّاق مىدانند و مىگويند نبايد نااميد و ناراحت بود از آنچه كه از بين مىرود ، براى اينكه دگرباره به وجود مىآيد ، مثل همان مرغى است كه خاكستر مىشود و دو مرتبه از خاكسترِ خودش سربرمى آورد . خيام مىگويد : از رنج كشيدن آدمى حر گردد * قطره چو كشد حبس صدف دُر گردد گر مال نماند سر بمانا و به جاى * پيمانه چو شد تهى دگر پر گردد « 1 » اين اتفاقاً يكى از مسائل حساس ماركسيسم است كه ماركسيسم در عين حال مىخواهد فلسفهء اميد باشد ، چرا ؟ براى اينكه فلسفهء تكامل است . اگر بگوييد فلسفهء تكامل است يعنى چه ؟ مىگويد نوع بشريت رو به ارتقاء است . آن وقت اين [ مكتب ] مىخواهد از جنبهء اخلاقى و از جنبهء فردى اين خوشبينى را بدهد ، به انسان بگويداى انسان تو فردى ، فرد كه اصالت ندارد ، كلى اصالت دارد ، نوع اصالت دارد . تو اگر از بين مىروى از بين برو ، نوع كه باقى است . اين اتفاقاً از مهمترين مسائلى است كه فلسفههاى مادى امروز در مقابل فلسفههاى الهى طرح مىكنند ، يعنى اينها مىخواهند حربهء بزرگى را كه در دست حكمت الهى و فلسفهء الهى هست از دست او بگيرند و به شكل ديگرى [ خود در دست بگيرند ] و آن اين است كه حكمت الهى بر اساس وجود خدا ، خداشناسى و جاودانگى روح انسان است . اين قهراً يك فلسفهء اميد مىشود و آن اين است كه انسان هيچ چيزى را از دست نمىدهد . نتيجهاش اين است كه انسان اگر در مسير ايدئولوژى خودش گام بردارد و به تعبير دينى اگر در مسير رضاى حق گام بردارد هيچ وقت در هيچ شرايطى خسران برايش فرض نمىشود ، چيزى را از دست نمىدهد . فرزدقِ شاعر وقتى كه با حضرت اباعبد اللَّه عليه السلام در بين راه مواجه مىشود و اوضاع بد كوفه را تشريح مىكند ، حضرت در آخر حرفش مىفرمايد : اگر ما رفتيم و موفق شديم خدا را شكر مىكنيم بر آنچه موفق شديم « وَ إنَّ هذَا الْقَضاءَ دونَ الرَّجاءِ فَلَنْ يَبْعُدَ ( يا فَلَنْ يَتَعَدَّ ) مَنْ كانَ الْحَقُّ نِيَّتَهُ وَ التَّقْوى سَريرَتَهُ » اگر هم اوضاع در جهت خلاف برگردد
--> ( 1 ) رباعيات حكيم خيام نيشابورى با مقدمه و حواشى به اهتمام محمدعلى فروغى - دكتر قاسم غنى ، چاپ انتشارات عارف ، ص 51 .