مرتضى مطهرى
282
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است ، همه چيز تاريخ دارد ، چون تاريخ به زمان مربوط است . بر اساس منطق ديالكتيك همه چيز تاريخى است . شىء غير تاريخى يعنى شىء غير متغير و غير متبدل كه در جريان زمان قرار نگيرد نداريم . پس بهتر اين بود كه اينطور مىگفت كه اين فلسفه به منطقى مىانجامد و آن فلسفه به منطق ديگر . البته بعد يك حرف ديگر زده است ، مىگويد فلسفهء هستى به ابديت و تغييرناپذيرى روح و تغييرناپذيرى حقيقت و تغييرناپذيرى ارزشها و اصول اخلاقى مىانجامد ، بر خلاف فلسفهء شدن كه به ابديت و تغييرناپذيرى [ اين امور قائل نيست ] بلكه [ طبق اين فلسفه ] اصلًا امر ابدى وجود ندارد چون همه چيز در جريان تاريخ قرار مىگيرد يعنى « جريانى » است و آغازى دارد و انجامى ، و قهراً تغييرناپذيرى روح معنى ندارد و مسئلهء ثبات حقيقت هم منتفى مىشود . ( حقيقت يعنى آنكه ما مىگوييم حقايق علمى ، حقايق فلسفى . ) مىگويد همانطور كه واقعيت تاريخ دارد يعنى زمان دارد ، نسبى است ، تولدى دارد و مرگى ، حقيقت هم - يعنى هر حقيقتى كه شما آن را حقيقت علمى يا فلسفى بدانيد - هيچ وقت جاودانه نيست يعنى موقت است . ما در اصول فلسفه دربارهء اين مطلب بحث كردهايم . [ مىگويند ] هر حقيقتى شما در نظر بگيريد موقت است . هيچ حقيقت ثابت نداريم ، كه از بحثهاى فوق العاده مهمى كه با اين ديالكتيسينها هميشه هست اين است كه لازمهء اين حرف كه هيچ حقيقت جاودانى وجود ندارد اين است « 1 » كه حتى اگر ما الآن بگوييم دو دو تا چهار تا ، نمىتوانيم بگوييم اين حقيقتى است كه از ازل تا به ابد صادق بوده است . اينطور بايد بگوييم : الآن دو دو تا چهار تاست ، اما [ اينكه ] اين حقيقتى بوده است كه در ميليونها سال قبل بوده و در آينده هم باز دو دو تا چهارتا خواهد بود [ چنين نيست ] چون اين حقيقت است . همانطور كه اين شىء به عنوان يك امر عينى به يك حال باقى نمىماند ، اين حقيقت هم به عنوان يك اصل باقى نمىماند ؛ كه اينجا قهراً نقضها بر اينها كردهاند كه بنابراين خود همين اصول چطور ؟ همين اصول ديالكتيك آيا حقيقت است يا حقيقت نيست ؟ اگر حقيقت است پس بايد موقت باشد ؛ يعنى همين كه ما مىگوييم « هيچ حقيقتى جاودانه نمىماند » خود اين يك حقيقت است يا حقيقتى نيست ؟ اگر حقيقت است آيا مطلق است يا مطلق نيست ؟ اگر مطلق است كه مىگوييد حقيقت مطلقى نيست . اگر خود اين حقيقت يك امر موقت باشد معنايش اين است كه فقط در اين زمان صادق است ، يعنى در اين زمان حقيقتْ جاودانه نيست ولى در زمانهاى ديگر حقيقتْ جاودانه هست . اين است كه اينها سخت گرفتار اين بحثى كه راجع به حقيقت دارند هستند .
--> ( 1 ) البته ما در اصول فلسفه از جنبههاى متعدد اين قضيه را مورد بحث قرار دادهايم كه در مقدمهء مقالهء چهارم خيلى مفصل بحث كردهايم .