مرتضى مطهرى

254

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ايندو را با يكديگر جمع كند . بعد يك سخن بسيار عالى از آدام اسميت اقتصاددان معروف جهان نقل مىكند و مىگويد هگل در سخن خود طنين سخن آدام اسميت را منعكس كرده است ؛ و آن سخن ، سخن بسيار عالىاى است كه اين آقاى مؤلف آن را نفهميده است . حال من اين سخن را مىگويم و بعد معنى مىكنم و سپس حرف مؤلف را مىگويم . سخن عالى آدام اسميت و هگل هگل قائل به « روح جهانى » است . اين روح جهانى هگل - كه « روح معقول » هم مىگويد - معنى خاصى در فلسفهء او دارد . در واقع اين روح جهانى يك « مطلقى » است كه او قائل است و معتقد است كه همين حركت ديالكتيكى جهان منتهى به روح جهانى مىشود ، آن كه همهء مقولات را در بر دارد ، و از نظر او خدا همان است ولى اين با خدايى كه ساير فلاسفه مىگويند در خيلى جهات فرق مىكند كه اكنون به آن كار نداريم . مىگويد : وى ( يعنى هگل ) طنين آدام اسميت را باز مىتابد . ( او چنين گفته است ) افراد تمايلات خود را اقناع مىكنند اما در اين رهگذر چيزى فزونتر كه از آن بىخبرند ولى در عمل آنان نهان است تحقق مىيابد . بعد مىگويد : ( هگل ) دربارهء غايت معقول روح جهانى مىنويسد ( آن جمله‌اى است كه طنين سخن آدام اسميت را دارد ) : افراد بشر در حين تحقق بخشيدن اين مقصود ، اميال خود را كه داراى مفهومى دگرگونه است نيز برمىآورند . اين به عبارت ساده همان هماهنگى علائق است كه به زبان فلسفىِ « آرمان » برگردانده شده است . مترادف دست غيبى آدام اسميت ، در فلسفهء هگل « نيرنگ عقل » مشهور اوست كه افراد را وادار به انجام مقاصدى مىكند كه خود از آن ناآگاهند . حرف آدام اسميت و حرف هگل ، مطلبى عالى است و اين در فلسفهء ما هم هست كه انسان در شعور آگاه خودش يعنى در مرحلهء شعور خودش ميلهاى خود را برمىآورد و غير از اين چيزى نيست . به هر كسى اگر بگويند تو با اين فكر و اراده‌ات چه مىكنى ؟ هركارى را كه بگويد ، چنانچه به او بگويند چرا آن كار را مىكنى ؟ برمىگردد به يك ميل ؛ يعنى انسانها در كارهاى خود تمايلات