مرتضى مطهرى

217

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

فطرىاى كه در جامعه هست و مىتواند به مرحلهء فعليت برسد . با كشف استعدادها فعليت را مىتوان به دست آورد كما اينكه با شناخت فعليت گاهى استعدادها [ كشف مىشود . ] « 1 » البته اين را ما به‌طور جزم نمىگوييم كه هميشه قبلًا ( قبل از مرحلهء فعليت ) قوّه و امكان را مىتوان به دست آورد و از امكان فعليت را ، زيرا گاهى تشخيص آن خيلى مشكل است . و گاه انسان در خودش استعداد يك امرى هست و خودش از استعداد خودش بىخبر است ، بعد كه حادثه‌اى پيش مىآيد اين استعداد ، خودش را نشان مىدهد يعنى به مرحله‌اى از فعليت مىرسد و تازه انسان وجود اين استعداد را - و در واقع خودش را - كشف مىكند ، و كمتر كسى است كه [ قبل از آنكه دست به كارى بزند استعداد خود در آن كار را دريابد . ] مثلًا يك نويسنده قبل از اينكه دست به نويسندگى بزند استعداد خودش را در نويسندگى كشف نمىكند ، بلكه همين قدر كه دست به قلم مىبرد مىبيند كه استعداد دارد . بنابراين ، تعريف تكامل روى اين حسابها تا اندازه‌اى روشن مىشود ولى كشف اين مطلب كه كمال انسان در چيست و كمال جامعهء انسان در چيست ، مىتوان گفت مسأله‌اى است كه هنوز دربارهء آن لااقل وحدت نظر پيدا نشده است . اين است كه مسئلهء تكامل خيلى مشكل مىشود . اصلًا ما چرا بحث را روى جامعه ببريم ، از اول روى خود انسان و فرد ببريم كه ساده‌تر است « 2 » . در اين صورت نيز هنوز نظريهء واحدى در جهان براى كمال انسان پيدا نشده . به عبارت ديگر انسان كامل چه انسانى است ؟ انسان كامل در يكى دو سال پيش حدود پانزده سخنرانى در مسجد جاويد و غيره كردم راجع به مسئلهء « انسان كامل » كه اصلًا انسان كامل يعنى چه و تعريفش چيست ؟ انسان با چه چيز « انسان كامل » مىشود ؟ كلمهء « انسان كامل » از اصطلاحاتى است كه عرفا براى اولين بار خلق كردند و مىگويند محيى الدين عربى اول كسى است كه اين اصطلاح را به كار برده است و ما چند كتاب به نام الانسان الكامل در عرفان داريم . فيلسوفان انسان كامل را يك جور تعريف مىكنند ، عارفها جور ديگرى

--> ( 1 ) آيا به وسيلهء كشف استعدادها مىتوان فعليت آينده را شناخت ؟ آيا به وسيلهء شناخت فعليت ، استعداد كشف مىشود ؟ انسان نمىتواند بدون تجربه و عمل استعداد خود را كشف كند ، در عمل غالباً خود را كشف مىكند . ولى انسان با يك جرقهء عملى مىتواند ميزان استعداد خود يا ديگرى را كشف كند ( داستان بوعلى و بهمنيار و خواستن آتش از همسايه ) . ( 2 ) همان اشكالى كه در شناخت انسان كامل و معيارهاى آن هست ، به طريق اولى در شناخت جامعهء كامل هست .