مرتضى مطهرى
164
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است ، يعنى گذشته را توضيح داده ولى راجع به آينده سكوت كرده و هنوز قانونى براى آينده كشف نكرده است ( چون جريان را دارد توضيح مىدهد ) . همين قدر توانسته كشف كند آنچه كه گذشته تحت اين ضوابط بوده تا به اينجا رسيده ولى از اين به بعد را نمىتواند پيشگويى كند . اين نه معنايش آن است كه قانون نيست بلكه قانونى است كه فقط آن اندازه را بيان و از آن بيشتر را از اول سكوت كرده است . مسئلهء ديگر اين است كه قانون حتى مىتواند نسبت به آينده هم پيش بينى داشته باشد . مثلًا همان « قانون تكامل داروين » يك سلسله پيش بينىها راجع به آينده مىكرد . منتها خود قانون داروين اصولًا بىاساس بود ، نسبت به گذشته هم بىاساس بود . وقتى كه مسئلهء انتخاب طبيعى و انتخاب اصلح را طرح كردند ، مسائلى راجع به جامعهء بشر حتى راجع به بدن بشر پيش بينى مىكردند . مثلًا مىگفتند چون بشر آينده سروكارش بيشتر با اعصابش خواهد بود تا اعضاى ديگر و اين عضو بيشتر مورد نياز است و بيشتر كار مىكند ، بيشتر رشد خواهد كرد ولى اعضاى ديگرش نه ؛ تدريجاً عمر انسان آينده طولانى خواهد شد و موجودى مىشود كه كلّهاى بزرگ پيدا مىكند ، همچنين چون به پا و دستْ كمتر احتياج پيدا مىكند پاها و دستهايش كوچك مىشود . البته اگر اين قوانين ناقص است به اين علت است كه نسبت به گذشته هم چندان اعتبار نداشت . - در اين صورت اگر ما بخواهيم به وسيلهء قانون تكامل ، آينده را پيش بينى كنيم لازمهاش اين است كه به تمام قوانين جارى بر آن واقف باشيم . استاد : احسنت ! اتفاقاً اين حرفتان حرف خيلى خوبى است و باز نشان دهندهء اين جهت است كه اطلاعات بشر ناقص است ؛ يعنى اين امر ( تكامل ) در واقع و نفس الامر قانون دارد ، آيندهاش هم تحت قانونى پيش مىرود . - بله ، يعنى بىضابطه نيست ولى كشف نشده است . استاد : بله ، مخصوصاً راجع به ايدئولوژيها كه صد درجه مشكلتر است كه كسى بتواند با كشف قوانين گذشته خط سير آيندهء بشر و دستورالعملش را كه چه بايد بكند مشخص كند . اين امرى است كه علم از آن عاجز است و اين همان جاست كه مسئلهء دين مطرح است . مسئلهء دين براى همين جهت مطرح است كه مىگوييم از قدرت بشر خارج است كه خط سير تكاملى آينده را در مورد انسان رسم كند . آن حرفى كه از اگوست كنت نقل كرديم بالاخره منتهى مىشود به نظريهء