مرتضى مطهرى
152
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مقابل جامعهء خود حالت عصيان دارند . اگزيستانسياليست ها كه اصالت فردى هستند ، روى مسئلهء « عصيان » تكيه كردهاند . اينها در حد افراط در مقابل اصالت اجتماعىها ايستادهاند و حرفشان تا حدى حرف درستى است و آن اين است كه فرد در مقابل جامعهء خود قدرت عصيان دارد و قهراً اين قدرت عصيان در نابغهها بيشتر است . در هر فردى قدرت عصيان هست اما بعضى افراد آنقدر ضعيفند كه اگر نگوييم صدى صد ، صدى نود و نه منفعل از جامعه هستند ، فقط مىپذيرند و پذيرنده هستند . ولى افراد ديگرى هستند كه اگر صدى ده بپذيرند ، صدى نود مىخواهند روى جامعهء خود اثر بگذارند و جامعه را تغيير دهند و اين به شخصيت فردى آنها مربوط است . - آيا در اين نود درصد ، خودش خودش را مىسازد ؟ استاد : بله ، يعنى به شخصيت فردىاش مربوط است . شخصيت فردىاش كه اينجور هست ، در مقابل تأثيرى كه جامعه مىگذارد عكس العملى ايجاد مىكند . بسا هست كه آن عكس العمل صد درصد مخالف وضع آن جامعه است كه عليه جامعهء خودش قيام مىكند ، يا تركيبى است از آنچه كه جامعه داده و آنچه كه شخصيت خودش اقتضا كرده كه به قول اينها مىشود « سنتز » . اين حرفى كه بعضى در باب افراد مىگويند حرف درستى است . مىگويند ذكورت و انوثت همينطور كه در اجسام هست در ارواح هم هست ؛ يعنى همينطور كه انسانها از نظر جسمى بعضى مذكّرند و بعضى مؤنّث ، بعضى فاعلند و بعضى منفعل ، از نظر روحى هم بعضى افراد هميشه فاعلند يا بيشتر از آن كه منفعل باشند فاعلند و بعضى افراد بيشتر منفعلند . مثلًا افرادى استعداد رهبرى دارند . اينها را تحت رهبرى هركس قرار دهيد خودشان را فاسد مىكنيد آنها را هم فاسد مىكنيد . اصلًا اينها بايد رهبر باشند . و افراد ديگرى فقط استعداد مريدى و تبعيت دارند . گويى خدا اينها را ساخته كه مريد كسى باشند ، حال مريد اين نشد مريد يك نفر ديگر ، مريد آن نشد مريد يك نفر ديگر ؛ هميشه بايد كسى را پيدا كند كه او را براى خودش پيشوا و رهبر و مطاع بداند و خودش را فانى در او بكند ، يعنى از او بخواهد بگيرد ؛ ولى هيچ قدرت آن را ندارد كه او يك كس ديگر را رهبرى كند و ديگرى را در خودش فانى كند . اين اختلافات در افراد هست . چگونه مىتوان منكر اينها شد ؟ ! همين كه بعضى افراد بيشتر رهبر و فاعل آفريده شدهاند و بعضى افراد بيشتر منفعل آفريده شدهاند نقش قهرمانان را روشن مىكند . قهرمانها آنهايى هستند كه بيش از ديگران - حال در همهء جنبهها يا در يك جنبه مثلًا در جنبهء سياسى - [ فاعل و رهبر مىباشند . ] ناپلئون يا نادر افرادى هستند رهبر و سياسى و مدير و