مرتضى مطهرى

125

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خيال نمىكنم اين فصل بحث ديگرى داشته باشد جز اينكه در واقع دعوت به اين است كه مورخى كه امروز تاريخ مىنويسد بايد اجتهاد كند ، به منقولات گذشته اعتماد نكند - به دلايلى كه گفتيم - و آنچه مورخان گذشته نوشته‌اند اثرى است كه نتيجهء تأثير متقابل مورخ است در واقعيات و واقعيات در مورخ ؛ نه همهء آن ، ذهنيات مورخ است كه با واقعيات ارتباط نداشته باشد و نه همهء آن عين واقعيات است ، بلكه نتيجهء تأثير واقعيات در مورخ و مورخ در واقعيات چيزى درآمده به صورت تاريخ ، مثلًا ناسخ التواريخ يا تاريخ طبرى . - آيا امكان ندارد كه مورخى هم بوده كه طبق يك ديد واقع بينانه وقايع را نوشته است ؟ استاد : اتفاقاً در بحث بعد كه تحت عنوان « جامعه و فرد » دارد ، همين بحث توضيح داده مىشود . به عقيدهء ما چرا ، كه در يكى از جلسات گذشته هم در اين باره بحث كرديم ، بعد نيز روى آن بحث مىكنيم . نظر مذكور يك نوع نظرى است كه اخيراً در اروپا پيدا شده و كمى هم بوى ماركسيستى مىدهد . خود همين « اى اچ كار » گويا بىعلاقه به كمونيسم هم نيست .