مرتضى مطهرى

111

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

واداشته‌اند و آنها استفاده‌اش را مىبرند . اصلًا توجيه اين فلسفه اين است كه اين كار حماقت است . - . . . مىگويد : در كمين هر حادثهء بزرگى عوامل اقتصادى نشسته است . . . و آنجا كه لينكلن برده‌ها را آزاد ساخت اقدام جنگى بود براى ضعيف ساختن جنوب . . . استاد : اين منطق همان منطق گربه مىشود . خلاصهء مطلب اين مىشود كه همهء انسانها مثل گربه‌ها هستند . همان طورى كه هيچ گربه‌اى محض رضاى خدا موش نمىگيرد ، انسانها هم [ به خاطر نوع دوستى و اخلاق كارى انجام نمىدهند . ] قصه ، قصهء گربه است و موش گرفتن . در زير هر جريان كه اسمش را جريان انسانى مىگذاريم يك مسئلهء موش گرفتنى در كار است . - مىگويد : در هر وضعى و در هر حالى غايت و مقصد ، احتياجات مادى است و جمله بندىهاى اخلاقى سرپوش و روپوش است و حتى ايده آل‌ها و غايات اجتماعى هم همين‌طور است ، يعنى تمام ايده آل‌ها و غايات اجتماعى نيز بالاخره رسيدن به اقتصاد است . استاد : بعضى از ماركسيستها مثل ژرژ پوليتسر آمده‌اند تفكيك كرده‌اند [ ميان ايده آليسم فلسفى و ايده آليسم اخلاقى ] چون ديده‌اند اين حرفها جاى خيلى كوبنده‌اى براى ماركسيسم است . آمده‌اند ايده آليسم اخلاقى را وضع كرده‌اند كه ما منكر ايده آليسم فلسفى هستيم ولى طرفدار ايده آليسم اخلاقى . « طرفدار ايده آليسم اخلاقى هستيم » يعنى چه ؟ ! اساساً اين فلسفه جايى براى ايده آليسم اخلاقى باقى نمىگذارد . مطابق اين فلسفه كه محرك انسان را جبراً علل اقتصادى مىداند و در زير هر پرده‌اى يك امر اقتصادى [ را مستور ] مىداند ، ايده آليسم اخلاقى هم يعنى روى پرده ؛ زير پرده چيز ديگر است ، ماترياليسم اقتصادى است . پس اين چه ايده آليسم اخلاقى است ؟ ! طبق خود فلسفهء ماركسيسم ، اين شعارهايى كه الآن ماركسيستهاى دنيا - به قول خودشان - به نفع ملتهاى استثمارشده مىدهند چه ماهيتى دارد ؟ شعارهايى كه عليه امپرياليسم مىدهند چه ماهيتى دارد ؟ شعارهايى كه له مردم استثمارشده مىدهند چه ماهيتى دارد ؟ ( چين مىگويد ، شوروى هم مىگويد . ) آيا اين غير از اين است كه - طبق همين فلسفه - خودش مىگويد حرف مرا باور نكن ؛ من هم كه مىگويم ، يك مطامعى دارم ؛ من هم گرگ ديگرى هستم مثل آن گرگ . عجالتاً مقصود گرگانهء خودم را زير اين شعارها پنهان كرده‌ام . قصهء همان شعرى است كه سعدى آورده : شنيدم گوسفندى را بزرگى * رهانيد از دهان و چنگ گرگى شبانگه كارد بر حلقش بماليد * روان گوسفند از وى بناليد