مرتضى مطهرى

92

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

فيروز و جشيش هر دو از كوه بالا رفتند و ياران قيس با ديدن اين وضع مراجعت نمودند . در اين هنگام كه فيروز از صنعا بيرون شده بود بار ديگر اصحاب اسود عنسى به فعاليت پرداختند . پس از استقرار فيروز در كوه خولان گروهى از مسلمانان عرب و ايرانى بار ديگر اطراف فيروز را گرفتند . فيروز همهء اين حوادث را به مدينه گزارش داد . رؤساى قبايل عرب از يارى فيروز و ايرانيان مسلمان دست برداشتند و راه بر اسود كذاب گرفتند . قيس دستور داد همهء ايرانيان را از يمن اخراج كنند و به آنان دستور دادند هرچه زودتر به سرزمين خود مراجعت كنند . زنان و فرزندان فيروز و دادويه را نيز مجبور كردند از يمن بيرون روند . هنگامى كه فيروز از اين جريان اطلاع پيدا كرد ، تصميم گرفت كه با قيس بن عبد يغوث جنگ كند . فيروز براى چند قبيله از اعراب نوشت كه وى را در جنگ مرتدين يارى كنند . در اين موقع گروهى از طايفهء عقيل كه به حمايت از فيروز و ايرانيان برخاسته بودند ، بر سواران قيس كه ايرانيان را از يمن بيرون مىكردند تاختند و ايرانيان را از دست آنان نجات دادند . قبيلهء عك نيز به طرفدارى از فيروز بپاخاستند و موفق شدند جماعت ديگرى از ايرانيان را كه در اسارت اعراب مرتد قرار داشتند آزاد سازند . قبيلهء عقيل و عك متفقاً مردان خود را به يارى فيروز فرستادند و همگان بر مرتدين كه در رأس آنها قيس قرار داشت حمله آوردند . در نتيجه ، قيس بن عبد يغوث شكست خورد و از ميدان جنگ فرار كرد و ياران اسود عنسى نيز از هم پاشيدند . پس از فرار كردن قيس و ازهم پاشيدن لشكريان وى ، خود او سرانجام به دست مهاجربن ابى اميه اسير شد . او را بند كرده به مدينه بردند . ابوبكر از وى بازجويى كرد كه چرا دادويه ايرانى را كشتى ؟ گفت : من او را نكشته‌ام ؛ وى را به‌طور نهانى كشتند و معلوم نيست كشندهء او چه مردى بوده است . ابوبكر نيز سخن وى را پذيرفت و از قتل او درگذشت . شايد اين اولين موردى باشد كه در آن حقوق اسلامى پايمال شده و تبعيض نژادى و تعصب