مرتضى مطهرى
89
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
رفقاى خود را چگونه از اين جريان مطلع سازيم . در نظر گرفتيم فرياد بزنيم كه اسود را كشتيم ، و همين نظريه را در هنگام طلوع فجر به مرحلهء عمل درآورديم . پس از طلوع فجر شعارى را كه قرار بود ، با صداى بلند اعلام كرديم و در آخر اين فرياد ، مسلمانان و كفار رسيدند و از وقوع قضيهء بزرگى اطلاع پيدا كردند . ديلمى گويد : سپس شروع كردم به اذان گفتن و با صداى بلند گفتم : « اشهد انّ محمداً رسول اللَّه » و اعلام كردم كه « عيهله » يعنى اسود كذاب دروغ مىگفت و بدون حق خود را پيغمبر معرفى مىكرد . در اين موقع سر او را به طرف مردم افكندم . پس از اين جريان ، گروهى از نگهبانان وى كه كشته شدن وى را مشاهده كردند شروع كردند به غارت قصر وى و هرچه در آن بود به يغما بردند ، و بهطور كلى در يك لحظه آنچه در آن كاخ جمع شده بود از بين رفت و تارومار شد . بدين طريق يك ادعاى باطل و دروغ كه موجب قتل نفوس بىشمارى گرديد نابود شد . پس از اين به اهل صنعا گفتيم هركس يكى از اصحاب عنسى را مشاهده كرد دستگير كند . بدين ترتيب گروهى از ياران اسود توقيف گرديدند . هنگامى كه طرفداران اسود از جايگاه خود درآمدند مشاهده كردند هفتاد نفر از رفقاى آنها مفقودالاثر مىباشند . دوستان اسود جريان را براى ما نوشتند . ما نيز براى آنان نوشتيم آنچه را كه آنها در دست دارند براى ما واگذارند و ما نيز آنچه را در اختيار داريم به زمين خواهيم گذاشت . اين پيشنهاد به مرحلهء عمل درآمد و ليكن ياران اسود بعد از اين نتوانستند همديگر را ملاقات كنند و تصميمات جديدى بگيرند ، و ما كاملًا از شر آنان آسوده شديم . اصحاب اسود بعد از كشته شدن وى به بيابانهاى بين صنعا و نجران پناه بردند و ديگر از مداخله در امور ممنوع شدند . در اين هنگام كليهء عمّال و حكام حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله به طرف مركز حكومت و محل خود رفتند و بار ديگر اوضاع و احوال به حال عادى برگشت . خبر كشته شدن اسود به سرعت به اطلاع مسلمانان در مدينهء منوره رسيد . عبد اللَّه بن عمر روايت مىكند : در شبى كه اسود كذاب كشته شد ، از طريق وحى خبر كشته شدن وى به اطلاع نبى اكرم صلى الله عليه و آله رسيد و حضرت