مرتضى مطهرى

58

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هر كجا مطلوب باشد ، در جستجوهاى علمى و فلسفى و دينى مطلوب نيست . يك مسألهء علمى يا يك نظريهء فلسفى يا يك حقيقت دينى را هرگز به دليل اينكه ملى و وطنى است نمىتوان پذيرفت ، همچنانكه به بهانهء اينكه بيگانه و اجنبى است نمىتوان ناديده گرفت و رد كرد . راست گفته آن كه گفته است : « علم و دين و فلسفه وطن ندارد ، همه جايى و همگانى است » ، همچنانكه رجال علم و رجال دين و رجال فلسفه نيز وطن ندارند ، جهانى مىباشند ، به همهء جهان تعلق دارند ، همه جا وطن آنهاست و همهء جهانيان هموطن آنها هستند . آرى همهء اينها را مىدانيم . اما ما فعلًا به اين منطق عالى عقلى و انسانى كارى نداريم . مىخواهيم با همان منطق احساساتى كه شايستهء انسانهاى تكامل نيافته است وارد بحث شويم . مىخواهيم ببينيم با منطق احساسات ملى ، آيا بايد اسلام را امرى خودى به شمار آوريم يا امرى بيگانه و اجنبى ؟ آيا با مقياس مليت ، اسلام جزء مليت ايرانى است و احساسات ناسيوناليستى ايرانى بايد آن را در بر گيرد يا خارج از آن است ؟ . از اين رو بايد بحث خود را در دو قسمت ادامه دهيم : اول دربارهء مقياس « مليت » ؛ يعنى ملاك اينكه چيزى را جزء مليت يك قوم يا خارج از مليت يك قوم قرار دهيم چيست ؟ قسمت دوم دربارهء اينكه طبق اين مقياس ، آيا اسلام از نظر مليت ايرانى يك امر « خودى » است يا يك امر بيگانه و اجنبى ؟ در واقع بحث ما كبرايى دارد و صغرايى ؛ قسمت اول كبراى بحث است و قسمت دوم صغراى بحث . ضمناً مقايسه‌اى نيز از اين جهت ميان اسلام و زرتشتىگرى به عمل خواهد آمد ؛ معلوم خواهد شد كه با معيارها و مقياسهاى ملى ، آيا اسلام بيشتر جنبهء ملى ايرانى دارد يا زرتشتىگرى ؟ واژهء « ملت » كلمهء « ملت » كلمه‌اى عربى است و به معنى راه و روش است . در قرآن كريم نيز اين كلمه به همين معنى آمده است « 1 » . اين كلمه [ پانزده ] « 2 » بار ( در 15 آيه ) در قرآن

--> ( 1 ) . مواردى كه در قرآن كريم كلمهء « ملت » استعمال شده است عبارتند از : بقره / 120 و 130 و 135 ؛ آل عمران / 95 ؛ نساء / 125 ؛ انعام / 161 ؛ اعراف / 88 و 89 ؛ يوسف / 37 و 38 ؛ ابراهيم / 13 ؛ نحل / 123 ؛ كهف / 20 ؛ حج / 78 ؛ ص / 7 . ( 2 ) . [ در آخرين چاپ زمان استاد « هفده » آمده است . ]