مرتضى مطهرى
588
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هارونى و مأمونى بود « 1 » . همچنانكه قبلًا در فصل مربوط به زبان فارسى گفتيم ، مأمون اول حاكمى است كه شاعرى پارسى گوى را فوق العاده تشويق كرده است . آرى آن بود علت خاموشى گزيدن ايرانيان از پارسى گويى ، و اين بود علت رواج ثانوى اين زبان و البته همچنانكه باز هم گفتهايم رواج ثانوى زبان فارسى به هيچ وجه جاى تأسف نيست ، بلكه جاى شكر است . هر زبانى از خود لطف و زيبايى خاص دارد . زبان فارسى از بركت لطف و زيبايى خود و هم از همت و ايمان ايرانيان پارسى گوى خدمات بسيار ارزندهاى به اسلام كرده است . ادوارد براون منصفانه خود را از غرض رانىهاى امثال سرجان ملكم بر كنار مىدارد . وى مىگويد : « دو كتاب تاريخ ايران است كه انگليسها بيشتر با آن آشنا مىباشند : يكى كتاب سرجان ملكم ، دوم كتاب كلمينتز ماركهم . در اين دو كتاب دورهء تحولى كه در فاصلهء بين فتح عرب در قرن هفتم ميلادى و تشكيل نخستين سلسلهء مستقل يا نيم مستقل ايرانى ( طاهريان و صفاريان ) بعد از اسلام در قرن نهم ميلادى ( قرن اول و دوم هجرى ) پيش آمد ، بهطور سطحى و ناقص مورد بحث واقع شد . . . و حال آنكه از بسيارى جهات بيش از ساير ادوار جالب بوده است ، و از نظر علمى و معنوى بارورترين كليهء ازمنهء تاريخ ايران است . » « 2 » ايضاً پس از بحثى دربارهء سلمان فارسى مىگويد : « سلمان يگانه شخصى است كه از ميان ايرانيان وارد جمع معزز و محترم اصحاب گرديده است و بسيارى از علماى بلندمرتبهء اسلام نيز از روزهاى نخست از نژاد ايرانى برخاستند و عدهاى از اسراى جنگ مانند چهار فرزند شيرين ( ابن سيرين و سه برادرش ) كه در جلولا اسير شدند ، بعد در عالم اسلام به مراتب شامخى رسيدند . بنابراين قول كسانى كه مضمون سخنشان اين است كه پس از استيلاى عرب بر ايران تا دو سه قرن ايرانيان فاقد زندگانى علمى و معنوى بودهاند به هيچ وجه درست نيست . بالعكس ،
--> ( 1 ) . ترجمهء تاريخ تمدن جرجى زيدان ، ج 3 / ص 310 و 311 . ( 2 ) . تاريخ ادبيات ايران ، ترجمهء فارسى ، ج 1 / ص 311 و 312 .