مرتضى مطهرى

571

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است . شاگردان و دست پروردگان زيادى داشته است ، از آن جمله است بهاء الدين ولد ، پدر مولانا مولوى رومى . درخوارزم مىزيست . زمانش مقارن است با حملهء مغول . هنگامى كه مغول مىخواست حمله كند ، براى نجم الدين كبرى پيام فرستادند كه شما و كسانتان مىتوانيد از شهر خارج شويد و خود را نجات دهيد . نجم الدين پاسخ داد : من در روز راحت در كنار اين مردم بوده‌ام ، امروز كه روز سختى آنهاست از آنها جدا نمىشوم . خود مردانه سلاح پوشيد و همراه مردم جنگيد تا شهيد شد . اين حادثه در سال 616 واقع شده است . 2 . شيخ فريدالدين عطار نيشابورى . از اكابر درجهء اول عرفاست . در نثر و نظم تأليف دارد . تذكرة الاولياء او كه در شرح حال عرفا و متصوفه است و از امام صادق عليه السلام آغاز مىكند و به امام باقر عليه السلام ختم مىنمايد ، از جملهء مآخذ و مدارك محسوب مىشود و شرق شناسان اهميت فراوان به آن مىدهند . همچنين كتاب منطق الطير او يك شاهكار عرفانى است . مولوى دربارهء او و سنايى گفته است : عطار روح بود و سنايى دو چشم او * ما از پى سنايى و عطار مىرويم و هم او گفته است : هفت شهر عشق را عطار گشت * ما هنوز اندر خم يك كوچه‌ايم مقصود مولوى از هفت شهر عشق ، هفت وادىاى است كه خود عطار در منطق الطير شرح داده است . محمود شبسترى در گلشن راز مىگويد : مرا از شاعرى خود عار نايد * كه در صد قرن چون عطار نايد عطار شاگرد و مريد شيخ مجدالدين بغدادى از مريدان و شاگردان شيخ نجم الدين كبرى بوده است ، و همچنين صحبت قطب الدين حيدر را - كه او نيز از مشايخ اين عصر است و در تربت حيدريه مدفون است و انتساب آن شهر به اوست - نيز درك كرده است . عطار مقارن فتنهء مغول درگذشت و به قولى به دست مغولان در حدود سالهاى 626 - 628 كشته شد . 3 . شيخ شهاب الدين سهروردى زنجانى ، صاحب كتاب معروف عوارف المعارف كه از متون خوب عرفان و تصوف است . نسب به ابوبكر مىرساند . گويند هر سال به