مرتضى مطهرى

469

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

محال است كه در زمينهء ابطال نبوات باشد و رازى صريحاً و علناً همهء نبوات را تكذيب كند و همهء مذاهب را باطل بداند و در نهايت احترام هم زيست نمايد . اين كه برخى ادعا مىكنند كه ابوريحان بيرونى كتابى به نام « نقض الاديان » و كتابى به نام « مخاريق الانبياء » به رازى نسبت داده است « 1 » به هيچ وجه صحيح نيست . ابوريحان يكى از آن كتابها را « فى النبوات » و ديگرى را « فى حيل المتنبئين » مىخواند و به دنبال نام هر كدام كلمهء « يُدعى » را اضافه مىكند و مىرساند كه اين نام را ديگران داده‌اند . ابن ابى اصيبعه ضمن اينكه نسبت چنين كتابى را به رازى انكار مىكند ، احتمال مىدهد كه برخى « اشرار » اين كتاب را ساخته و از روى دشمنى به رازى نسبت داده باشند و تصريح مىكند كه نام « مخاريق الانبياء » را دشمنان رازى نظير على بن رضوان مصرى به اين كتاب داده‌اند نه خود رازى . از سخن ابن ابى اصيبعه پيداست كه كتاب نبوات و كتاب حيل المتنبئين غير اين كتابى است كه اين نام به او داده شده است ، و آن دو كتاب وضع روشنى دارد . بعلاوه ، رازى سخت پابند به توحيد و معاد و اصالت و بقاء روح است . كتابى داردفى ان للانسان خالقاً متقناً حكيما « 2 » و كتابى دارد در رد سيسن ثنوى « 3 » ( رد بر مانويت ) و رساله‌اىالى على بن شهيد البلخى فى تثبيت المعاد « 4 » و نظرش در آن كتاب - همچنانكه ابن ابى اصيبعه مىگويد - نقد نظريهء منكران معاد است ، و كتابى فى ان النفس ليس بجسم « 5 » . چگونه ممكن است كسى همهء اصول مبدأ و معاد و روح و نفس را پذيرفته باشد و منكر نبوات و شرايع باشد ؟ ! بعلاوه او كتابى دارد فى آثار الامام الفاضل المعصوم « 6 » كه به احتمال قوى بر طبق مذاق شيعه در امامت نوشته است ، و كتابى دارد به نام النقض على الكيال فى الامامة « 7 » و كتابى به نام كتاب الامام و المأموم المحقين « 8 » ، و همه مىرساند كه انديشهء امامت فكر او را مشغول مىداشته است . بديهى

--> ( 1 ) . دكتر محقق ، مقدمهء ترجمهء السيرة الفلسفيه ، ص 56 . ( 2 ) . عيون الانباء ، ج 2 / ص 352 . ( 3 ) . همان ، ج 3 / ص 352 . ( 4 ) . همان ، ج 2 / ص 359 . ( 5 ) . همان ، ج 3 / ص 358 . ( 6 ) . همان ، ج 2 / ص 359 . ( 7 ) . همان ، ص 358 . ( 8 ) . همان ، ص 359 .