مرتضى مطهرى
467
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ابن النديم مىگويد مردى فاضل و لكن سريانى بود و هرچه در منطق كتاب نوشته به لغت سريانى است « 1 » 3 . يوحنا بن حيلان . همان است كه نامش قبلًا در ذيل نام ابراهيم قويرى برده شد و گفتيم كه استاد منطق فارابى بوده است . معلوم نيست كه فارابى منطق را در كجا نزد يوحنا تحصيل كرده است . بعضى نوشتهاند كه فارابى براى تحصيل منطق نزد يوحنا به حران رفت « 2 » . ابن قفطى تصريح مىكند كه در بغداد بوده است « 3 » . از ظاهر سخن فارابى - كه قبلًا از عيون الانباء نقل كرديم - برمىآيد كه يوحنا به بغداد نيامده است . 4 . ابوالعباس محمد بن محمد ايرانشهرى نيشابورى . از اين شخص اطلاع صحيحى در دست نيست . ابوريحان بيرونى در الاثارالباقيه و ناصرخسرو در زادالمسافرين از او ياد كردهاند . گويند برخى عقايد فلسفى محمد بن زكرياى رازى دربارهء قدم مكان و هيولا متخذ از اوست ، و هم مىگويند مدعى نبوت و پيامبرى عجم بوده است « 4 » . ايرانشهرى معلوم نيست از گروه پيروان و شاگردان كندى است يا از گروه قويرى و ابن حيلان و مروزى و يا خود مستقل از همهء اينهاست و به گروه سومى وابسته است . از آنچه تا كنون گفته شد معلوم شد تا حدود اوايل قرن چهارم دو نحلهء فلسفى وجود داشته است : نحلهاى كه از كندى آغاز شده است كه شامل تعليم منطق و فلسفه وطب و نجوم و موسيقى و غيره بوده است و نحلهء حرانيها كه ظاهراً در ابتدا از منطق تجاوز نمىكرده است . طبقهء سوم در اين طبقه پنج نفر قابل ذكرند : 1 . ابوبكر محمد بن زكرياى رازىكه به « جالينوس العرب » اشتهار يافته است . بيشتر شهرت و هم تخصص وى در طب است . در اين فن از طراز اول تاريخ شمرده
--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 382 و تاريخ الحكماء قفطى ، ص 435 . ( 2 ) . ابن خلكان ، وفيات الاعيان . ( 3 ) . تاريخ الحكماء ، ص 277 . ( 4 ) . مقدمهء ترجمهء السيرة الفلسفية رازى به قلم دكتر مهدى محقق .