مرتضى مطهرى

360

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خودشان برخاسته و رشد كرده بود مواجه مىشويم . علت شكست شعوبيگرى هم همين بود . اگر ايرانيان مسير اولى را حفظ مىكردند ، خدمت بزرگى به جهان اسلام عموماً و خودشان خصوصاً مىكردند . برخى از ايرانيان آنچنان از اين نوع شعوبيگرى ناراحت و متأسف بودند و آن را خطرى براى اسلام تلقى مىكردند كه عليرغم نژاد و قوميت خودشان ، له اعراب تعصب مىورزيدند ، و اين يكى از شگفتيهاى تاريخ و از نشانه‌هاى نفوذ عميق اسلام در روح ايرانى است . زمخشرى صاحب كتاب كشّاف از اكابر علماى ايران و از نوابغ روزگار است . وى اصلًا اهل خوارزم خراسان است و به مناسبت اينكه عمر خويش را در مجاورت بيت اللَّه گذراند و مجاور كعبه بود لقب « جاراللَّه » يافت . اين مرد مقدمهء كتاب المفصّل خويش را كه در نحو و صرف است چنين آغاز مىكند : اللَّه احمد على ان جعلنى من علماء العربية و جبلنى على الغضب للعرب و العصبية ، وابى لى ان اتفرد عن صميم انصارهم و امتاز ، و انضوى الى لفيف الشعوبية و انحاز ، و عصمنى من مذهبهم الذى لم يجد عليهم الّا الرشق بالسنة اللاعنين و المشق باسنة الطاعنين . تنها خداى را سپاس مىگزارم كه مرا از دانشمندان فن ادب عربى قرار داد و در سرشت من طرفدارى از عرب را به وديعت نهاد ، به لطف خودش نخواست كه من از ياران جدى آنها جدا و بر كنار بمانم و در دام شعوبيه گرفتار آيم . مرا حفظ كرد از مذهب شعوبيه كه سودى به آنها نبخشيد جز تيرباران شدن با زبان لعنت كنندگان و پاره پاره شدن با نيزهء طعن زنندگان . از جملهء اخير زمخشرى معلوم مىشود كه شعوبيگرى از نظر تودهء ايرانى ، آن اندازه محكوم و مردود بوده است كه نصيب طرفدارش جز لعنت و نفرين و ملامت نبوده است . ثعالبى نيشابورى صاحب كتاب يتيمة الدهر ، متوفّى در سال 429 هجرى قمرى كه او نيز از اكابر و مفاخر علماى مسلمان ايران است ، مانند زمخشرى بلكه بيشتر و به حد افراط در مقدمهء كتاب سرّ الادب فى مجارى كلام العرب عليه شعوبيه و به نفع اعراب شعار مىدهد و مانند يك عرب متعصب از فضيلت و تقدم عرب بر غيرعرب دم مىزند .