مرتضى مطهرى

344

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

غوريان سلاطين غور اصلًا از غور هرات هستند و نسب آنان به شنسب نامى مىرسد . اين شنسب در زمان اميرالمؤمنين على عليه السلام مسلمان شد و فرماندارى ناحيهء غور از طرف آن حضرت به وى تفويض گرديد . مورخين مىنويسند در زمان بنى اميه كه اميرالمؤمنين را در منابر سب مىكردند و حكام بنى اميه مردم را وادار به اين عمل مىنمودند ، مردمان غور زير بار اين عمل نرفتند و حكام غور و غرجستان نسبت به آن جناب اسائهء ادب نكردند . اولين پادشاه مسلمان غورى كه به هندوستان لشكر كشيد و دهلى را فتح كرد و آنجا را پايتخت قرار داد ، سلطان محمد سام غورى بود . از زمان اين سلطان ( آغاز قرن هفتم ) كه دهلى پايتخت اسلامى شد و تا هنگامى كه انگليس بر آن تسلط يافت پايتخت سلاطين مسلمان بود . غوريان در هند مصدر خدمات مهمى شدند و در عصر آنان علما و دانشمندان زيادى از ايران به هند رفتند و در آنجا متوطّن شدند . در حقيقت تبليغات اسلامى در هند از زمان غوريان شروع گرديد و مدارس و مساجد رونق پيدا كرد . يكى از علماى بزرگ ايران كه در اين زمان به هند رفت ، خواجه معين الدين چشتى است . وى در هند بسيار خدمت كرده است و شاگردان زيادى دارد كه هر كدام پس از وى در آن منطقه رياست دينى و مذهبى يافتند . مكتب خواجه معين الدين هنوز پس از گذشتن صدها سال پابرجاست و قبرش در « اجمير » بسيار مورد احترام و تجليل است . تيموريان ظهيرالدين محمد بابر كه از احفاد امير تيمور بود به هندوستان لشكر كشيد و دهلى را مركز خود قرار داد . پس از وى گروهى از فرزندانش تا مدت چهار قرن بر هندوستان حكومت راندند . روابط تيموريان هند و پادشاهان صفويه بسيار حسنه بود و در اين زمان جماعت زيادى از ايران به هند