مرتضى مطهرى
339
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
برخى چنين وانمود مىكنند كه انگيزه و محرك ايرانيان در جوشش و جنبش فوق العادهء فرهنگى اسلامى ، جبران شكستى بود كه از جنبهء نظامى در ميدانهاى قادسيه و جلولا و حلوان و نهاوند از عرب خورده بودند . ايرانيان دانستند كه شكست نظامى شكست نهايى نيست ، شكست نهايى شكست ملى و فرهنگى است . ايرانيان تحت تأثير احساسات ملى براى اينكه در مقابل اقوام ديگر خصوصاً ملت عرب ، خودى نشان بدهند و ضمناً افكار و آداب خويش را با صبغهء اسلامى حفظ كنند ، دست به فعاليت فرهنگى زدند . به عبارت ديگر ، چون اسلام را به عنوان يك واقعيت نتوانستند نپذيرند ، به فكر افتادند آن را ايرانى كنند و براى اين مقصود راهى بهتر از قبضه كردن شؤون علمى اسلامى نبود . ما معتقديم اين گونه تفسير صددرصد دور از واقعيت است ، زيرا اولًا همچنانكه قبلًا بيان كرديم سابقهء خدمات ايرانى به اسلام به قبل از شكستهاى نظامى مىرسد . آنچه ايرانيان بعد از شكست نظامى انجام دادند ، مانند فعاليتهاى قبل از شكست است . ثانياً اگر انگيزه آن بود چهارده قرن ادامه نمىيافت . حركتها و جنبشهاى موقت را مىتوان با اين گونه انگيزهها توجيه كرد ، بر خلاف جنبشهايى كه قرنها ادامه مىيابد . گذشته از امتداد زمانى ، شكل و كيفيت كار هم با آن انگيزهها قابل توجيه نيست . در فصلهاى آينده خواهيم ديد كه شكل و كيفيت كار ايرانيان در زمينههاى اسلامى ، ايمان و اخلاص آنها را نشان مىدهد . بعلاوه ، اگر هدف ايرانيان از خدمت به اسلام جبران شكستهاى نظامى بود ، چرا آنان خود مبلّغ و مروّج اسلام در ميان ملتهاى ديگر گرديدند و چندين برابر خود ، مسلمان ديگر به وجود آوردند ؟ چرا آنجا كه اسلام به خطر مىافتد با آنكه از نظر مليت ايرانى خطرى وجود ندارد ، ايرانى جانفشانى و سربازى مىكند ؟ چرا در مقابل شيوع منكرات و مناهى بيش از اقوام ديگر عكس العمل مخالف نشان مىدهند ؟ . در بحثهاى آينده همهء اين نكات را توضيح مىدهيم . اينك بحثى كلى دربارهء علل و عواملى كه ملل اسلامى را به جوشش و جنبش علمى و فرهنگى وادار كرد .