مرتضى مطهرى

30

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ناظر آنيم . استحكام روابط اجتماعى و پيوندهاى وجدانى جماعت هم آن زمان تأمين مىشود كه واحدهاى جامعه هر يك مكمل و تأمين كنندهء نيازهاى ديگرى باشند و اين شرط ، چيزى است كه مقتضيات و خصوصيات جبرىِ نژادى را در آن نقشى نيست . سنن در بين ملتهاى گوناگون سنتهاى ملى مشترك بسيار ديده مىشود ، سنتهايى كه گاه همچون زبان و نژاد وسيلهء شناخت و تميز مليتها از هم مىگردد . اما اين سنن تا چه اندازه در تكوين ملتها نقش و تأثير داشته‌اند ؟ رسوم و سنن و حتى فرهنگها نتيجه و محصول فعاليت ارادى و آگاهانهء انسانهاى گذشته است و اگر از گذشته تا حال رابطه و پيوندى بين افراد و واحدهاى جامعه نبود ، اين سنن هرگز « نسلًا بعد نسل » منتقل نمىشدند . تا مليت و وجدان جمعى نباشد ، سنت و فرهنگى منتقل نمىگردد . پس سنتهاى ملى موجود هم خود محصول مليت است و حيات و فعاليت انسانها ، نه مايه و پايهء آن . وانگهى ، سنتهاى اجتماعى موجود در يك ملت بر دو گونه‌اند : آنهايى كه از معالى اخلاق و مجاهدات و مبارزات گذشته - كه از خصايص مقدس انسانى است - و تلاشهاى او براى حاكم ساختن عدل و نيكى و خصائل نشأت گرفته‌اند ، و آنها كه از جهل و دنياپرستى و روابط ظالمانهء اجتماعى سرچشمه مىگيرند . حاصل سنتهاى دستهء اول زنده ماندن و حركت و رقاء و شكوفايى ملتهاست ، و محصول دومى عقب ماندن و انحطاط و تحميق و اسارت مردم است در دست ارباب ثروت و حكومت . از آنجا كه بناى هستى ، عدالت و تقوا و ترقى و تكامل است ، سنتهاى پسنديدهء انسانى عامل حيات و دوام و قوام بخش مليتها مىشود و سنتهاى ناپسند مايهء انحطاط و مرگ و نيستى امتها . براى مثال كافى است نگاهى به سرگذشت امتهاى پيشين از قوم لوط و عاد و ثمود ، و مصر و روم و يونان تا ملتهاى حاضر بنماييد . شرايط اقليمى و طبيعى اصولًا تكامل موجودات زنده در جهت آزادى از طبيعت و محيط بيرونى و نيز از غرايز درونى بوده است . انسان اوليه كه در منتهاى اين خط تكاملى قرار داشت ، آزادترين