مرتضى مطهرى

314

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نيروى اقناعى كه در محتواى خود اين دين است در ايران و چندين كشور ديگر اين توفيق را حاصل كرد . اسلام جلو نفوذ و توسعهء مسيحيت را در ايران و در مشرق زمين به‌طور عموم گرفت . ما نمىتوانيم به‌طور قطع بگوييم اگر ايران و مشرق زمين مسيحى شده بود چه مىشد ، ولى مىتوانيم حدس نزديك به يقين بزنيم كه بر سر اين كشور همان مىآمد كه بر سر ساير كشورهايى كه به مسيحيت گرويدند آمد ، يعنى تاريكى قرون وسطى . ايران در پرتو گرايش به اسلام در همان وقت كه كشورهاى گرونده به مسيحيت در تاريكى قرون وسطى فرو رفته بودند ، همدوش با ساير ملل اسلامى و پيشاپيش همهء آنها مشعلدار يك تمدن عظيم و شكوهمند به نام « تمدن اسلامى » شد . اينجا اين پرسش به ذهن مىآيد كه اگر خاصيت مسيحيت آن است و خاصيت اسلام اين ، پس چرا امروز كار برعكس است ؟ جوابش روشن است : آنها از هفت هشت قرن پيش مسيحيت را رها كردند و ما از همان وقت اسلام را . اسلام حصار مذهبى و حصار سياسى كه گرداگرد ايران كشيده شده بود و نمىگذاشت ايرانى استعداد خويش را در ميان ملتهاى ديگر بروز دهد و هم نمىگذاشت اين ملت از محصول انديشهء ساير ملل مجاور يا دوردست استفاده كند ، در هم شكست ؛ دروازه‌هاى سرزمينهاى ديگر را به روى ايرانى و دروازهء ايران را به روى فرهنگها و تمدنهاى ديگر باز كرد . از اين دروازه‌هاى باز دو نتيجه براى ايرانيان حاصل شد : يكى اينكه توانستند هوش و لياقت و استعداد خويش را به ديگران عملًا ثابت كنند به طورى كه ديگران آنها را به پيشوايى و مقتدايى بپذيرند . ديگر اينكه با آشنا شدن به فرهنگها و تمدنهاى ديگر توانستند سهم عظيمى در تكميل و توسعهء يك تمدن عظيم جهانى به خود اختصاص دهند . لهذا از يك طرف مىبينيم براى اولين بار در تاريخ اين ملت ، ايرانى پيشوا و مقتدا و مرجع دينى غيرايرانى مىشود ؛ فى المثل ليث بن سعد ايرانى پيشواى فقهى مردم مصر مىشود و ابوحنيفهء ايرانى - با اينكه در خود ايران به واسطهء آشنايى اين مردم با مكتب اهل بيت پيروان زيادى پيدا نمىكند - در ميان مردمى ديگر كه باآن مكتب مقدس آشنا نيستند به صورت يك پيشواى بىرقيب در مىآيد . ابوعبيده معمر بن المثنى و و اصل بن عطا و امثال آنها پيشواى كلامى مىشوند ؛ سيبويه و كسايى امام صرف و نحو مىگردند و ديگرى مرجع لغت و غيره .