مرتضى مطهرى

303

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« عمرو با عدالت حكومت كرد . قسمتى از مالياتهاى گزاف را به پاك كردن كانالها و تعمير پلها و تجديد معبر آبى كه به روزگار سلف نيل را به بحر احمر مىپيوسته بود « 1 » اختصاص داد و كشتيها از مديترانه به اقيانوس هند راه توانستند يافت . اين معبر آبى بار ديگر به سال 114 هجرى ( 732 ميلادى ) از شن پر شد و متروك ماند . » « 2 » از فردى كه فكر اجتماعىاش در اين سطح بوده است نمىتوان باور كرد كه كتابخانه‌اى را آتش بزند . و اما عمر هر چند مردى خشن بوده است ، ولى احدى در هوش و دورانديشى او ترديد ندارد . عمر براى اينكه همهء مسؤوليتها را شخصاً بر عهده نگيرد و بعلاوه از فكر و انديشهء ديگران استمداد جويد ، معمولًا در مسائل مهم خصوصاً در سياست خارجى حكومتش شورا تشكيل مىداد و به مشورت مىپرداخت كه در كتب تاريخ مسطور است و به دو نمونه‌اش به تناسب در نهج البلاغه اشاره شده است . در هيچ تاريخى ديده نشده كه عمر دربارهء كتابخانهء اسكندريه شورايى تشكيل داده باشد و با كسى مشورت كرده باشد . بسيار بعيد است كه چنين تصميمى را بىمشورت اتخاذ كرده باشد . بعلاوه ، اگر عمر چنين انديشه‌اى مىداشت كه ما با وجود قرآن به هيچ كتاب ديگر احتياج نداريم ، قطعاً اين انديشهء ديگر را هم داشت كه با وجود مساجد احتياج به معبد ديگر نداريم . پس چرا در قراردادهاى خود كليساها و كنسيه‌ها و حتى آتشكده‌ها را تحمل مىكند و بلكه دولت اسلامى را متعهد حفظ و نگهدارى آنها در ازاى شرايط ذمّه مىداند ؟ . سابعاًفرضاً عمرو بن العاص چنين دستورى داده باشد ، آيا باورى است كه مردم مسيحى و يهودى اسكندريه بدون هيچ عكس العمل مخالفى آن كتابها را كه محصول فرهنگ و تاريخشان بوده ، مانند انبار هيزم تحويل بگيرند و بسوزانند و حتى مخفيانه آن كتابها را درنبرند و مخفى نسازند ؟ ! . اما نقل قفطى ، عيناً همان است كه ابوالفرج نقل كرده است . همهء ايرادهايى كه بر نقل ابوالفرج وارد است بر اين نيز وارد است . و همچنانكه ابوالفرج در كتاب تاريخ

--> ( 1 ) . من درست نمىدانم ، ظاهراً اين معبر آبى همان است كه بار ديگر در قرون جديد باز شد و اكنون به نام كانال سوئز معروف است . ( 2 ) . تاريخ تمدن ، ترجمهء فارسى ، ج 11 / ص 220 .