مرتضى مطهرى
275
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خارجى به زبان عربى پرداختند ، به مقياس زيادى از آثار اسكندرانى استفاده كردند . تفصيل آن را از كتب مربوط مىتوان به دست آورد . ثانياًدانشگاه جندى شاپور كه بيشتر يك مركز پزشكى بوده ، كوچكترين آسيبى از ناحيهء اعراب فاتح نديد و به حيات خود تا قرن سوم و چهارم هجرى ادامه داد . پس از آنكه حوزهء عظيم بغداد تأسيس شد ، دانشگاه جندى شاپور تحت الشعاع واقع گشت و تدريجاً از بين رفت . خلفاى عباسى پيش از آنكه بغداد دارالعلم بشود ، از وجود منجمين و پزشكان همين جندى شاپور در دربار خود استفاده مىكردند . ابن ماسويهها و بختيشوعها در قرن دوم و سوم هجرى فارغ التحصيل همين دانشگاه بودند . پس ادعاى اينكه دانشگاه جندى شاپور به دست اعراب فاتح از ميان رفت ، از كمال بىاطلاعى است . ثالثاًدانشگاه جندى شاپور را علماى مسيحى كه از لحاظ مذهب و نژاد به حوزهء روم ( انطاكيه ) وابستگى داشتند اداره مىكردند . روح اين دانشگاه مسيحى رومى بود نه زردشتى ايرانى . البته اين دانشگاه از نظر جغرافيايى و از نظر سياسى و مدنى جزء ايران و وابسته به ايران بود ولى روحى كه اين دانشگاه را به وجود آورده بود روح ديگرى بود كه از وابستگى اولياى اين دانشگاه به حوزههاى غير زردشتى و خارج از ايران سرچشمه مىگرفت ، همچنانكه برخى مراكز علمى ديگر در ماوراء النهر بوده كه تحت تأثير و نفوذ بوداييان ايجاد شده بود . البته روح ملت ايران يك روح علمى بوده است ولى رژيم موبدى حاكم بر ايران در دورهء ساسانى رژيمى ضدعلمى بوده و تا هرجا كه اين روح حاكم بوده مانع رشد علوم بوده است . به همين دليل در جنوب غربى و شمال شرقى ايران كه از نفوذ روح مذهبى موبدى بدور بوده ، مدرسه و انواع علوم وجود داشته است و در ساير جاها كه اين روح حاكم بوده ، درخت علم رشدى نداشته است . در ميان نويسندگان كتب ادبى و تاريخى و جغرافيايى درسى براى دبيرستانها كه غالباً بخشنامه وار مطالب بالا را تكرار مىكنند ، مرحوم دكتر رضازادهء شفق - كه هم مردى عالم بود و هم از انصاف بدور نبود - تا حدى رعايت انصاف كرده است . مشارٌاليه در تاريخ ادبيات سال چهارم ادبى در اين زمينه چنين مىنويسد : « در دورهء ساسانى آثار دينى و ادبى و علمى و تاريخى از تأليفات و ترجمه بسيار بوده . نيز از اخبارى كه راجع به شعرا و آوازخوانهاى دربارى به ما رسيده است استنباط مىشود كه كلام منظوم ( شعر ) وجود داشته است . با