مرتضى مطهرى

261

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىكند « 1 » كريستن سن مىگويد : « اهتمام در پاكى نسب و خون خانواده يكى از صفات بارزهء جامعهء ايرانى به شمار مىرفت تا به حدى كه ازدواج با محارم را جايز مىشمردند و چنين وصلتى را « خويذوگدس » ( در اوستا خوايت ودث ) مىخواندند . اين رسم از قديم معمول بود حتى در عهد هخامنشيان . اگرچه معنى لفظ خوايت ودث در اوستا ى موجود مصرح نيست ولى در نسكهاى مفقود مراد از آن بىشبهه مزاوجت با محارم بود . » « 2 » زردشتيان و مخصوصاً پارسيان هند در عصر اخير كه احساس شناعت كرده‌اند و خود آن را ترك كرده‌اند اخيراً در صدد انكار اين عمل شده و از اصل ، آن را به عنوان يك سنت زردشتى انكار كرده‌اند ، در صدد برآمده‌اند براى كلمهء « خويتك دس » تأويل و توجيهى بسازند . كريستن سن مىگويد : « با وجود اسناد معتبرى كه در منابع زردشتى و كتب بيگانگان معاصر عهد ساسانى ديده مىشود ، كوششى كه بعضى از پارسيان جديد براى انكار اين عمل يعنى وصلت با اقارب مىكنند بىاساس و سبكسرانه است . » « 3 » سعيد نفيسى مىگويد : « چيزى كه از اسناد آن زمان حتماً به دست مىآيد و با همهء هياهوى جاهلانه كه اخيراً كرده‌اند از بديهيات مسلّم تمدن آن زمان است اين است كه نكاح نزديكان و محارم و زناشويى در ميان اقارب درجهء اول حتماً معمول بوده است . » « 4 » سعيد نفيسى آنگاه نصوصى را كه در كتب مقدس زردشتيان از قبيل دينكرت آمده است و تصريحاتى كه نويسندگان اسلامى از قبيل مسعودى ، ابوحيان توحيدى ، ابوعلى بن مسكويه كرده‌اند مىآورد و جريان ازدواج قباد با دختر يا

--> ( 1 ) . تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 / ص 39 . ( 2 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 347 . ( 3 ) . همان ، ص 348 . ( 4 ) . تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 / ص 35 .