مرتضى مطهرى

259

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

متولد مىشدند متعلق به خانوادهء شوهر اول بودند و مانند فرزندان او محسوب مىشدند . . . اين عمل را از اعمال خير مىدانستند و كمك به يك هم دين تنگدست مىشمردند « 1 » كريستن سن مىگويد : « يكى از مقررات خاصهء فقه ساسانى « ازدواج ابدال » است كه نويسندهء نامهء تنسر به شرح آن پرداخته است و تفصيل آن در كتاب الهند بيرونى است كه مستقيماً از ترجمهء مفقود ابن المقفع گرفته و آن اين است : « اذا مات الرجل و لم يخلف ولداً ان ينظروا ( فلينظروا ، ظ ) ، فان كانت له امرأة زوجوها من اقرب عصبته باسمه ، وان لم يكن له امرأة فابنة المتوفى او ذات قرابته ، فان لم توجد خطبوا على العصبية ( العصبة ) من مال المتوفى فما كان من ولد فهو له و من اغفل ذلك و لم يفعل فقد قتل ما لايحصى من الانفس لانّه قطع نسل المتوفى و ذكره الى اخرالدهر . » « 2 » خلاصه اين است كه براى اينكه نام خانواده‌ها محفوظ بماند و اصل مالكيت خاندانهايى كه حق مالكيت داشته‌اند متزلزل نشود و ثروتى كه از آنها باقى مىماند به دست بيگانه نيفتد ، اگر كسى مىمرد و فرزند پسرى از او باقى نمىماند و به اصطلاح اجاقش كور مىماند ، « ازدواج نيابى » بعد از فوتش انجام مىدادند . قاعده و قانون اين بود كه لزوماً زن او را به نزديكترين خويشاوندانش ولى به نام متوفّى شوهر دهند و اگر زن ندارد دخترش و يا يكى از زنان نزديكش را به نام او به نزديكترين خويشاوندانش شوهر دهند و اگر نبود زن بيگانه‌اى را با مال او جهيزيه داده و به نيابت از او به يكى از خويشاوندان نزديكش شوهر دهند . پسرى كه از اين « ازدواج نيابى » پديد مىآيد قانوناً پسر متوفّى محسوب و وارث او شمرده مىشود ، و كسى كه از اداى اين تكليف غفلت ورزد سبب قتل نفوس زيادى شده ، زيرا نسل متوفّى را قطع كرده و نام او را تا ابد به فراموشى سپرده است . در باب ارث مقرر بود كه زن ممتاز و پسرانش يكسان ارث ببرند . به دختران شوهرنكرده نصف سهم مىدادند . چاكر زن و فرزندان او حق ارث نداشتند ، ولى پدر

--> ( 1 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 354 و تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 / ص 45 . ( 2 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 355 .