مرتضى مطهرى
254
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
به ما بر پس از مرگ نفرين بود * چو آيين اين روزگار اين بود هم اكنون شتر بازگردان به راه * درم خواه و از موزه دوزان مخواه فرستاده برگشت و شد با درم * دل كفشگر زان درم پر ز غم « 1 » كريستن سن مىگويد : « بهطور كلى بالارفتن از طبقهاى به طبقهء ديگر مجاز نبود ، ولى گاهى استثناء واقع مىشد ، و آن وقتى بود كه يكى ازآحاد رعيت اهليت و هنر خاصى نشان مىداد . در اين صورت بنا بر نامهء « تنسر » آن را ( بايد ) بر شهنشاه عرضه كنند ، بعد تجربت موبدان و هرابذه و طول مشاهدات ، تا اگر مستحق بدانند به غيرطايفه الحاق فرمايند . . . مردمان شهرى نسبتاً وضع خوبى داشتند . آنان هم مانند روستاييان ماليات سرشمارى مىپرداختند ولى گويا از خدمات نظامى معاف بودند و به وسيلهء صناعت و تجارت صاحب مال و جاه مىشدند . اما احوال رعايا به مراتب از آنان بدتر بود ، مادام العمر مجبور بودند در همان قريه ساكن باشند و بيگارى انجام دهند و در پياده نظام خدمت كنند . به قول آميانوس مارسلينوس : « گروه گروه از اين روستاييان پياده از پى سپاه مىرفتند . گويى ابدالدهر محكوم به عبوديت هستند ، به هيچ وجه مزدى و پاداشى به آنان نمىدادند » . . . در باب احوال رعايايى كه در زير اطاعت اشراف و ملّاك بودهاند اطلاع بيشترى نداريم . آميانوس گويد : « اشراف مزبور خود را صاحب اختيار جان غلامان و رعايا مىدانستند » . وضع رعايا در برابر اشراف و ملاك به هيچ وجه با احوال غلامان تفاوتى نداشت . . . با وجود اين ، نظر به اهميت فوق العادهاى كه زراعت در دين زردشت داشته ، چنان كه كتابهاى مقدس در ستايش اين كار مبالغه كردهاند ، مسلّم است كه حقوق قانونى زارعين از روى كمال دقت معين بوده است . چندنسك از نسكهاى اوستا محتوى قواعد و احكامى در اين خصوص بودهاند . » « 2 » ايضاً مىگويد :
--> ( 1 ) . شاهنامه فردوسى ، چاپ سازمان كتابهاى جيبى ، جلد ششم ، صفحات 258 - 260 . ( 2 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 343 - 346 .