مرتضى مطهرى
252
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عهدهدار بود و عامه را از خريدن اموال اشراف منع مىكرد . با وجود اين قهراً بعضى خانوادههاى نجيب به مرور زمان منقرض مىشدند . . . در ميان طبقات عامه تفاوتهاى بارزى بود . هر يك از افراد مقامى ثابت داشت و كسى نمىتوانست به حرفهاى مشغول شود مگر آنچه از جانب خدا براى آن آفريده شده بود . » « 1 » آقاى سعيد نفيسى مىگويد : « از اختلافات دينى و طريقتى كه بگذريم ، چيزى كه بيش از همه در ميان مردم ايران نفاق افكنده بود امتياز طبقاتى بسيار خشنى بود كه ساسانيان در ايران برقرار كرده بودند و ريشهء آن در تمدنهاى ( ايرانى ) پيشين بوده ، اما در دورهء ساسانى بر سختگيرى افزوده بودند . در درجهء اول هفت خانوادهء اشراف و پس از ايشان طبقات پنجگانه امتيازاتى داشتند و عامهء مردم از آن محروم بودند . تقريباً مالكيت انحصار به آن هفت خانواده ( هفت فاميل ) داشت . ايران ساسانى كه از يك سو به رود جيحون و از سوى ديگر به كوههاى قفقاز و رود فرات مىپيوست ، ناچار حدود صدوچهل ميليون جمعيت داشته است . اگر عدهء افراد هر يك از هفت خاندان را صدهزار تن بگيريم ، شمارهء ايشان به هفتصد هزار نفر مىرسد ، و اگر فرض كنيم كه مرزبانان و دهگانان كه ايشان نيز تا اندازهاى از حق مالكيت بهره مند بودهاند نيز هفتصد هزار نفر مىشدهاند ، تقريباً از اين صدوچهل ميليون ، يك ميليون و نيم حق مالكيت داشته و ديگران همه از اين حق طبيعى خداداد محروم بودهاند . ناچار هر آيين تازهاى كه اين امتيازات ناروا را از ميان مىبرد و برابرى فراهم مىكرد و به اين ميليونها مردم ناكام حق مالكيت مىداد و امتيازات طبقاتى را از ميان مىبرد ، همهء مردم با شور و هيجان بدان مىگرويدند . » « 2 » در شاهنامهء فردوسى كه منابعش همه ايرانى و زردشتى است ، داستان معروفى آمده است كه بهطور واضح نظام طبقاتى عجيب و طبقات بسته و مقفّل آن دوره را
--> ( 1 ) . همان ، صفحات 339 - 341 . ( 2 ) . تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 / ص 24 و 25 .