مرتضى مطهرى
217
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نور و ظلمت به عنوان دو ضد واقع شده بودند ، در تمجيد و تعظيم آتش راه مبالغه پيش گرفتند و آتش را شايستهء تقديس و تسبيح ( پرستش ) دانستند ، بدين جهت كه آتش عنصر نورانى است و برعكس زمين و خاك عنصر ظلمانى مىباشد و لهذا شايستهء تحقير است . » « 1 » اگر سخن بوعلى را مأخذ قرار دهيم ، آتش پرستى به دنبال فكر دوگانگى هستى و فلسفهء خير و شر و نور و ظلمت پديد آمده است ، ولى اگر توجيه محققان جديد را بپذيريم كه مدعى هستند سابقهء آتش پرستى از دوران طبيعت پرستى است و در آن دوران بشر هر چيز مفيد را به خاطر اينكه بيشتر فايده برساند و هر چيز مضر را به خاطر اينكه از شرش مأمون بماند مىپرستيده است ، بشر قبل از اينكه به مسألهء خير و شر به صورت فلسفى توجه پيدا كند ، يعنى قبل از آنكه هر موجودى را ممزوجى از دو عنصر خير و شر و نور و ظلمت بداند ، آتش را مىپرستيده است . در آن ادوار فقط اشياء را به دو دستهء مهم تقسيم مىكرده است . يك دسته را خوب و دستهء ديگر را بد مىدانسته است و احياناً براى هر نوع از اين انواع ، خدايى قائل بوده و آن خدا را خوب يا بد مىدانسته است . و اما اينكه در هر موجودى دو عنصر تشخيص دهد و هر مركّبى را ممزوجى از ضدين بداند مربوط است به دورههايى كه فكر بشر تكامل بيشترى يافته بوده است . به هرحال ، قدر مسلّم اين است كه تقديس و تعظيم آتش در ميان آريائيان سابقهء زيادى دارد و از هر عنصر ديگر بيشتر مورد توجه بوده است . آقاى دكتر معين مىگويد : « قطع نظر از اوستا و بويژه گاتها كه قدمت آن را از هزاروصد تا هفتصدِ پيش از مسيح نوشتهاند ، در جزء آثار قديم ايران در اسحق آوند جنوب بهستان ( بيستون ) نقشى از زمان مادها مانده كه قدمت آن به قرن هشتم پيش از مسيح مىرسد . اكنون اين نقش موسوم است به « دكان داود » و آن گورى است كه در بدنهء كوه تراشيده شده و تصوير آن عبارت است از يك ايرانى كه در برابر آتش ايستاده است . گيرشمن گويد : ما سه معبد از عهد هخامنشى مىشناسيم ، يكى در « پاسارگاد » كه به امر كورش ساخته شده ،
--> ( 1 ) . طبيعيات شفا ، چاپ قديم تهران ، ص 177 .