مرتضى مطهرى

193

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پ . ژ . دو مناشه مىگويد : « با وجود اصلاحات اساسى زرتشت ، مجدداً مذهب افسانه آميز قديم پديدار شد و حتى زردشت را نيز از خود دانست و « گاتها » را به تشريفات مربوط به « هئومه » كه با آن مغايرت داشت ضميمه نمود . به اين طريق خداوند بزرگ اهورامزدا با معصومين جاويدان و خدايانى كه دين مزدا آنها را به كنار رانده بود همرديف گرديد . » « 1 » پورداود و دكتر معين نيز اعتراف دارند كه اوستا ى عهد ساسانى با اوستا ى اصلى فرق فاحش دارد و اوستا ى ساسانى تعليمات خرافاتى قبل از زردشت را تجديد نموده است ؛ مدعى هستند كه : « آيين حقيقى و اصلى زرتشت را بايد از گاتاها جست ، چه بعدها به مرور تصرفاتى در آن كردند و بخصوص آيين زرتشتى دورهء ساسانى از مبدأ خود بسيار دور گرديد . » « 2 » گاتها كه مورد استناد پورداود و دكتر معين است ، قسمتى از يسناست و يسنا يك جزء از پنج جزء اوستا ى ساسانى است . گاتاها از لحاظ تاريخى و انتساب به زردشت معتبرترين قسمتهاى اوستا ست . قرائن زيادى در دست محققان است كه همه يا قسمتى از گاتها كه به صورت شعر و مناجات ادا شده ، سرودهء خود زردشت است و هم معقولترين همهء آنهاست ؛ خرافاتى كه در ساير قسمتها ديده مىشود در آنجا نيست يا كمتر است و احياناً ضد آنهاست . كسانى كه زردشت را موحد مىدانند ، به مندرجات گاتاها استناد مىكنند و ساير قسمتهاى اوستا را الحاقى مىدانند . به هرحال در اين جهت شكى نيست كه دين زرتشت در دوره‌هاى بعد خصوصاً دورهء ساسانى ، چه از نظر اصول عقايد و چه از نظر احكام و مقررات به پستى گراييده است . چه دليلى بهتر از اين كه « اهورامزدا » در دوره‌هاى بعد شكل و شمايل پيدا كرده و مجسمه‌اش همه جا ديده مىشود . قبلًا گفتيم كه زردشت آنچنانكه به او نسبت مىدهند به مفهوم خداى مجرد

--> ( 1 ) . تاريخ تمدن ايرانى ، به قلم جمعى از خاورشناسان ، ترجمهء جواد محيى ، ص 94 . ايضاً همان كتاب ، ترجمهء دكتر عيسى بهنام ، ص 89 . ( 2 ) . مزديسنا و ادب پارسى ، ص 198 .