مرتضى مطهرى
187
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دربارهء اوستا نيز مجهولات فراوان است : آيا اساساً اوستا كه كتاب مقدس مزديسناست و منسوب به زردشت است ، هيچ گاه تدوين نشده و هميشه سينه به سينه نقل شده است و فقط در دورهء اسلامى زردشتيان براى آنكه خود را رسماً در زمرهء اهل كتاب قرار دهند به تدوين اوستا پرداختند يا قبلًا تدوين شده و به صورت مدون درآمده بود ؟ اگر قبلًا تدوين شده بود در چه زمانى اين تدوين صورت گرفته است ؟ . بعضى معتقدند كه اوستا در دورهء هخامنشى مدون بود و با حملهء اسكندر از ميان رفت و يا اسكندر آن را سوخت . البته معروف ميان مورخين شرقى همين است كه اسكندر اوستا را سوخته است ولى مسألهء سوزانيدن اسكندر از نظر محققين امروز غربى مسلّم و مورد اتفاق نيست « 1 » ؛ عدهاى همين قدر مىگويند با حملهء اسكندر اوستا دچار پريشانى و پراكندگى گرديد . در دورهء اشكانى مجدداً درصدد جمع آورى اوستا برآمدند ، ولى قدر مسلّم اين است كه در آغاز ظهور ساسانيان اوستا مرتب و مدون نبوده است و به دستور اردشير ، يكى از روحانيان زردشتى از نو اوستا را مرتب مىسازد ، اما آن روحانى براساس چه مدركى اين كار را كرد ؟ البته معلوم نيست . اوستا ى ساسانى با اوستا ى اصلى چقدر انطباق دارد و چقدر اختلاف دارد ؟ باز هم معلوم نيست . آنچه معلوم است اين است كه اختلافات فراوانى ميان آنها بوده است . چرا همهء اوستا ى ساسانى باقى نيست و فقط قسمتى از آن باقى است ؟ اين نيز معلوم نيست « 2 » كريستن سن دربارهء مطلب اخير مىگويد : « گاهى شخص به فكر مىافتد كه چرا قسمت بيشتر اوستا ى ساسانى در ازمنهء اسلامى نابود شده است ؟ مىدانيم كه مسلمانان زردشتيان را اهل كتاب مىشمردهاند ، بنابراين نابود شدن كتب مقدس آن طايفه را نمىتوان به تعصب اسلاميان منسوب كرد و چنان كه ديديم بيشتر قسمتهاى اوستاى ساسانى در قرن نهم ميلادى ( سوم هجرى ) هنوز موجود بوده يا لااقل ترجمهء پهلوى آنها به انضمام تفسير معروف به « زند » را در دست داشتهاند .
--> ( 1 ) . مزديسنا و ادب پارسى ، ص 185 ، نظريهء گيرشمن . ( 2 ) . رجوع شود به ايران در زمان ساسانيان ، ص 162 و 163 وص 459 و 538 و به مزديسنا و ادب پارسى ، ص 180 - 185 و 224 .