مرتضى مطهرى

181

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين كشور بيرون كردند مانند يهوديها ، « سمناها » ( شمن‌ها ) يا رهبانان بودايى ، برهماييها ، ناصريها ، مسيحيان . . . » ولى آن چيزى كه به فعاليت بودايى در ايران خاتمه داد و مسيحيت را در اقليت ناچيزى قرار داد ، جلو پيشروى بودايى را به سمت غرب و جلو پيشرفت مسيحيت را به سمت شرق گرفت - كه هنوز هم كشيشان و مستشرقان كشيش مسلك ، آه حسرت آن را مىكشند - اسلام بود . به هر حال يكى از اديان آن روز ايران بودايى بوده است ولى بودايى مانند يهودى ، بر خلاف مسيحى و مانوى و مزدكى نقش فعالى از نظر سياسى نداشته است و لهذا كمتر متعرض آنها شده‌اند . عقايد آريايى اجمالًا از وضع مذهبى ايران آن روز آگاه شديم . معلوم شد اديان و مذاهب مختلفى در ايران وجود داشته است و در ايران از نظر معتقدات مذهبى اتحاد و اتفاق كلمه وجود نداشته است . اگرچه دقيقاً نمىتوان حدس زد كه درصد هريك از اين مذاهب چه بوده ، ولى قدر مسلّم اين است كه با آنكه پيروان ساير اديان و مذاهب نيز فراوان بوده‌اند ، اكثريت با زردشتيان بوده است كه پيرو دين رسمى كشور بوده‌اند . از نظر ما كه مىخواهيم بدانيم اسلام از نظر فكرى و اعتقادى چه از ايران گرفت و چه به ايران داد ، فرق نمىكند كه اتباع هريك از آن مذاهب گوناگون چه نسبتى با مجموع جمعيت مردم ايران از نظر عددى داشته‌اند . آنچه لازم است بدانيم اين است كه اين مردم چگونه عقايد و افكارى دربارهء جهان و خلقت و غيره داشته‌اند . از معتقدات يهود ايران اطلاع درستى در دست نداريم ؛ على القاعده وضع مشابهى با ساير يهوديان داشته ، تابع تورات و تلمود بوده‌اند . معتقدات آنها هرچه بوده ، در اقليت ناچيزى به سر مىبرده‌اند و شأنى از لحاظ مذهبى يا سياسى در جامعهء ايرانى آن روز نداشته‌اند . ولى مسيحيت شأنى عظيم داشته است و چنان كه مىدانيم يك آيين تثليثى بوده و الوهيت عيسى را تبليغ مىكرده است . ما نيازى نمىبينيم كه دربارهء تثليث مسيحى و اينكه مسيحيت از توحيد بيگانه است در اينجا بحثى بكنيم ، زيرا اولًا مطلب واضح است و نيازى به بحث ندارد ، ثانياً مسيحيت به