مرتضى مطهرى
161
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دو نفر نمايندهء دولت امپراطورى بيزانس برقرار نمودند كه يكى « ماروثا » اسقف ميافارقين بود و ديگر « آكاس » اسقف آميدا . « افرعت » خطب و مواعظ خود را در سختترين ايام جور و تعدى كه نسبت به عيسويان در زمان شاپور دوم جارى بود ، نوشته است و معذلك اثرى در اين رسالات ديده نمىشود حاكى از اينكه اجراى مراسم ديانت عيسوى در آن عهد به طور عادى و بدون مانع جريان نداشته باشد . فشار هميشه متوجه علماى دين مسيح بوده اما هيچ گفته نشده است كه عامهء مسيحيان را زجر يا مجبور به ارتداد نموده باشند . ظاهراً عيسويان چه در كشور ايران ، چه در دولت امپراطورى روم در روابط حقوقى بين خود تابع قانون سريانى و رومى بودند كه ظاهراً آن را با عرف محل وفق مىدادهاند . كشتارهاى بزرگ ندرتاً اتفاق مىافتاد و غالباً عيسويان مىتوانستند به آرامى تحت هدايت معنوى جاثليقان و اسقفان خود زيست كنند . » « 1 » بهطور كلى مذهب مسيح به عنوان يك اقليت مذهبى آزاد بوده است و در عين حال مكرر از آزار مسيحيان در فواصل مختلف تاريخ ياد مىشود و ظاهراً بيشتر ريشهء سياسى داشته است ؛ يعنى اقليت مسيحى ايران غالباً در كشمكشهاى ايران و امپراطورى روم به حكم وابستگى مذهبى جانب هم مذهبان خود را نگاه مىداشتهاند و به همين جهت مورد خشم سلاطين ايران قرار مىگرفتهاند . كريستن سن دربارهء يزدگرد اول مىگويد : « . . . مسالمتى كه يزدگرد اول در روابط خود با عيسويان اظهار مىكرد بلاشك معلول جهات سياسى بود ، زيرا با استوار كردن بنيان صلح ايران و روم مىتوانست مساعى جميله در تحكيم اقتدار سلطنت خويش به كار برد ، ولى علاوه بر اين ضرورت سياسى مىتوان گفت كه طبعاً يزدگرد مايل به مسامحه در امور ديانتى بوده است . » « 2 » دربارهء خسرو انوشيروان مىگويد : « خسرو با روحانيان زردشتى متحد شد تا مزدكيان را چاره كند ، لكن نه
--> ( 1 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 321 . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 295 .