مرتضى مطهرى
150
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است ، يك جا در معرض تلف واقع شدهاند . ما بعداً تحت عنوان « كتابسوزى » دراين باره مفصلًا بحث خواهيم كرد . خامساً اعراب مسلمان موبدان را ساحر و كتب مجوس را كتاب سحر مىناميدند . اين نيز مطلبى است كه براى اولين بار از زبان اين مورخ بىغرض ! بايد شنيده شود . اين بود دو نظر متضادى كه دربارهء اسلام و ايران اظهار مىشود . اكنون ما كدام نظر را بپذيريم ؟ آيا آن نظر را بپذيريم كه مدعى است ايران و غيرايران در جاهليت عميقى فرو رفته بود ، افكار و عقايد به پستى گراييده بود ، حكومتها فاسد گشته بود ، نظامات اجتماعى فاسد ، ستم فراوان ، تودهها ناراضى و جهان نيازمند به يك تحول و نوسازى بود ؛ اسلام آمد و اين رسالت را انجام داد ، معيارها را دگرگون ساخت ، بندها را پاره كرد و خوابها را از كلّهها پرانيد و روحى تازه به پيكر نيمه جان ملتها و از آن جمله ملت ايران دميد ، و يا اين نظر را كه مىگويد همه چيز داشتيم ، اسلام آمد و همه را از ما گرفت ؟ . خوشبختانه همانطور كه قبلًا گفتيم تاريخ جهان و ايران مقارن ظهور اسلام روشن است . مطالعهء مختصرى در تاريخ ، وضع را روشن مىكند . كافى است ببينيم كه ايران قبل از اسلام از لحاظ نظام فكرى و اعتقادى چه افكار و معتقداتى داشته است و ارزش آن معتقدات چيست ، نظامات اجتماعى ، خانوادگى ، اخلاقى ، سياسى آن روز ايران چه نظاماتى بوده است ؛ سپس آنها را با نظامات فكرى ، اجتماعى ، سياسى ، خانوادگى ، اخلاقى اسلام با توجه به متن تاريخ مقايسه و نتيجه گيرى كنيم . سخن خود را از نظامات فكرى و اعتقادى ايران آغاز مىنماييم . نظام فكرى و اعتقادى مقصود ، بيان افكار و عقايد مذهبى عامهء مردم ايران در دورهء مقارن ظهور اسلام است . ما فعلًا در افكار و عقايد فلسفى آن عصر در ايران بحثى نداريم كه آيا اولًا يك مكتب فلسفى مجزا از عقايد دينى و مذهبى در ايران ساسانى وجود داشته است يا نه ، و به فرض وجود ، چه نوع مكتبى بوده است ، زيرا بر فرض بگوييم مكتب