مرتضى مطهرى
143
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نقطهء مقابل اين گونه اظهارنظرها ، يك سلسله اظهارنظرهاى ديگر است كه آنها نيز بايد مورد توجه واقع شود . طبق آن اظهارنظرها هجوم اعراب مسلمان به ايران و غلبهء آنها بر ايرانيان براى ايران فاجعه بوده است نظير فاجعهء حملهء اسكندر و حملهء مغول . همانطور كه حملهء اسكندر و حملهء مغول - و مخصوصاً حملهء مغول - شيرازهء يك تمدن بزرگ را از هم پاشيد ، حملهء اعراب مسلمان نيز مدنيتى را مضمحل ساخت و اگر مردم ايران بعد از اسلام ، خصوصاً در قرنهاى سوم و چهارم و پنجم و ششم هجرى در خط علم و فرهنگ افتادند ناشى از خصيصهء نژادى و سابقهء فرهنگى قبل از اسلام آنها بود و در حقيقت نوعى بازگشت به دورهء قبل از اسلام بود و اسلام تنها كارى كه كرد اين بود كه در حدود دو قرن وقفهاى در اين سير علمى و فرهنگى ايجاد كرد ؛ پس از دو قرن كه ايران استقلال سياسى يافت و از تحت سلطه و نفوذ عرب خارج شد و شخصيت پيشين خود را باز يافت ، دو مرتبه راه گذشتهء خويش را ادامه داد و بدين گونه استمرار فرهنگى ايران ادامه يافت . البته در ميان محققان ايرانى و غيرايرانى كسى را نمىتوان يافت كه اين گونه اظهارنظر نمايد . اين گونه اظهارنظرها همواره از طرف كسانى صورت مىگيرد كه گفتارشان آب و رنگ تبليغ دارد و اهميتى كه دارد در اين است كه اخيراً زياد تكرار مىشود و غالباً توأم است با تعبيرات ادبى و تحريك آميز . آقاى فريدون آدميت در كتاباميركبير و ايران « 1 » مىگويد : « دين اسلام براى ايجاد مركزيت در يك جامعهء ابتدايى مثل عربستان كاملًا ضرورى بود ، به همين دليل هم ظهور كرد . اين مذهب كه معجونى بود از افكار و اديان سابق آن شبه جزيره و حاوى تعاليم دوپهلو و كشدار ، پس از ورود به ايران يك انحراف ناگهانى در سير اجتماعى اين كشور وارد آورد و به همان اندازه كه براى يك اجتماع ابتدايى مثل عربستان مفيد واقع گرديد ، منشأ آثار شوم و مخربى در ايران گشت . ايرانيان نيز به نوبهء خود بيكار ننشستند و مدت بهت و حيرت و زمان تماشاى آنان كم طول كشيد و از هر طرف نغمههاى مخالف ساز نموده ، غالباً طريقه و مشى خود را با آيات ناسخ و منسوخ قرآن مدلّل مىكردند .
--> ( 1 ) . ج 1 / ص 74 و 75 .