مرتضى مطهرى

127

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مردم ايران بيش از هر ملت ديگر به روح و معنى اسلام توجه داشتند . به همين دليل ، توجه ايرانيان به خاندان رسالت از هر ملت ديگر بيشتر بود و تشيع در ميان ايرانيان نفوذ بيشترى يافت ؛ يعنى ايرانيان روح اسلام و معنى اسلام را در نزد خاندان رسالت يافتند ، فقط خاندان رسالت بودند كه پاسخگوى پرسشها و نيازهاى واقعى روح ايرانيان بودند . آن چيزى كه بيش از هر چيز ديگر روح تشنهء ايرانى را به سوى اسلام مىكشيد ، عدل و مساوات اسلامى بود . ايرانى قرنها از اين نظر محروميت كشيده بود و انتظار چنين چيزى را داشت . ايرانيان مىديدند دسته‌اى كه بدون هيچ گونه تعصبى عدل و مساوات اسلامى را اجرا مىكنند و نسبت به آنها بىنهايت حساسيت دارند ، خاندان رسالت‌اند . خاندان رسالت پناهگاه عدل اسلامى ، مخصوصاً از نظر مسلمانان غير عرب بودند . اگر اندكى به تعصبات عربى و تبعيضاتى كه از ناحيهء برخى خلفا ميان عرب و غيرعرب صورت مىگرفت و دفاعى كه على بن ابيطالب عليه السلام از مساوات اسلامى و عدم تبعيض ميان عرب و غيرعرب مىنمود توجه كنيم ، كاملًا اين حقيقت روشن مىشود . در بحار ، جلد نهم ، باب 124 ، از كافى نقل مىكند كه : « روزى گروهى از « موالى » آمدند به حضور اميرالمؤمنين و از اعراب شكايت كردند و گفتند : رسول خدا هيچ گونه تبعيضى ميان عرب و غير عرب در تقسيم بيت المال يا در ازدواج قائل نبود ، بيت المال را بالسويه تقسيم مىكرد و سلمان و بلال و صهيب در عهد رسول با زنان عرب ازدواج كردند ولى امروز اعراب ميان ما و خودشان تفاوت قائلند . على عليه السلام رفت و با اعراب در اين زمينه صحبت كرد اما مفيد واقع نشد . فرياد كردند : ممكن نيست ، ممكن نيست . على در حالى كه از اين جريان خشمناك شده بود ، آمد ميان موالى و گفت : با كمال تأسف اينان حاضر نيستند با شما روش مساوات پيش گيرند و مانند يك مسلمان متساوى الحقوق رفتار كنند . من به شما توصيه مىكنم كه بازرگانى پيشه كنيد ، خداوند به شما بركت خواهد داد . » معاويه در نامهء معروفى كه براى زياد بن ابيه والى عراق فرستاد ، نوشت :