مرتضى مطهرى

93

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

محل طبيعى قرار دارد و تمام اجزاء اجسام در خارج محل طبيعى قرار دارند ، مقصود چيز ديگر است و ما براى پرهيز از اطاله از ذكر آن خوددارى مىكنيم و خوانندگان را به فصل دهم و يازدهم از مقاله چهارم از فن اول طبيعيات شفا ارجاع مىكنيم . ثانياً اگر اجسام محل طبيعى ندارند ، طبعا خود فلك هم محل طبيعى ندارد ، پس منشأ ثقل فلك كه مدعاى ابوريحان است چيست ؟ منشأ ثقل و خفت به عقيده قدما ميل طبيعى اجسام است به مواضع طبيعى . اگر موضع طبيعى در كار نباشد ميل طبيعى ، آن هم ميل مستقيم ، بىمعنى است . اگر ميل مستقيم در كار نباشد پس ريشه وزن اجسام چيست ؟ ابوريحان در اين جهت توضيحى نمىدهد . اگر او فرضيهء ديگرى براى منشأ ثقل اجسام اظهار داشته بود آنچنانكه امروز به نام « قوه جاذبه » مىگويند اعتراض ابوريحان بجا بود ، اما او بدون آنكه منشأ ديگرى براى ثقل بيان كند ، آنچه ديگران آن را منشأ مىشناسند انكار مىكند و در عين حال براى فلك قائل به ثقل مىگردد . به نظر ما آنچه بر جواب بوعلى مىتوان خرده گرفت مسأله لزوم « خلأ » است . ابوريحان و بوعلى هر دو مسلّم گرفته‌اند كه چون در ماوراء فلك فضاى خالى وجود ندارد پس حركت فلك در جهت خارج مركز محال است ؛ بوعلى علاوه مىكند كه در صورت پايين آمدن فلك ، اگر عناصر جاى خود را خالى نكنند و فضايى را كه فلك پر كرده پر نكنند ، مستلزم خلأ مىگردد پس محال است . خرده‌اى كه مىتوان گرفت اين است كه طبق نظر خود بوعلى ، فضا حقيقتى جدا از ابعاد جسم نيست ، يعنى فضا به خودى خود چيزى نيست كه اجسام در آن واقع شده باشند ، فضا عبارت است از مجموع ابعادى كه به وسيله اجسام ساخته شده است ، عليهذا اگر حجم عالم بزرگ گردد فضا نيز بزرگ مىشود و اگر كوچك گردد فضا نيز كوچك مىگردد ، نه اينكه فضا يك مقدار ثابتى دارد و اگر حجم عالم كوچك گردد مقدارى از فضا خالى مىماند و اگر بخواهد بزرگ شود محال است زيرا مقدار فضاى موجود كافى نيست . حق اين بود كه ابوريحان مىگفت : چه مانعى دارد كه جسم فلك به حكم نيروى ثقل به مركز حركت كند ؟ نه وجود عناصر مانع است و نه اتصال اجزاء فلك ، زيرا تكاثف حقيقى را خود بوعلى نيز اعتراف دارد ؛ و هم مانعى ندارد كه جسم فلك در حال انبساط باشد و تخلخل حقيقى صورت گيرد .