مرتضى مطهرى
82
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مسائل فلسفى را يك يك به صورت تحليلى و ماهوى - نه چشم بسته و با معيار عناوين فصلها - بررسى مىكنند مىدانند كه بوعلى چندان پابند مكتب ارسطو نبوده است ، مسائل فراوانى وارد فلسفه كرده است كه روح ارسطو از آن بىخبر است . ناراحتى بيجاى ابن رشد اندلسى از بوعلى به خاطر انحرافاتى است كه بوعلى از ارسطو پيدا كرده است . بوعلى تصريح مىكند كه ما آراء خاصهء خود را از زبان ديگران مىگوييم تا مورد انكار معاصران قرار نگيرد . حكماى اسلامى عموما - به استثناى شيخ اشراق و فخر رازى و غزالى ( اگر بتوان غزالى را « فيلسوف » خواند ) - آنجا كه با پيشينيان نظر مخالف داشتند ، به جاى اينكه چهرهء معترض به خود بگيرند ، در مقام تأويل و توجيه كلمات آنها برمىآمدند . آنان مىخواستند مستمسك به دست عوام و شبه عوام ندهند كه اگر فيلسوفيگرى كار صحيحى مىبود پيشروان فلسفه اين اندازه يكديگر را رد نمىكردند . عجيب اين است كه در پارهاى كتب كه اخيرا منتشر شده است و ابوريحان را فيلسوفى پيشرفتهتر از معاصرانش قلمداد مىكنند ، آنجا كه سؤالات را كه يگانه سند پيشرفتهتر بودن اوست نقل مىكنند ، نفهميدهاند كه محتواى سؤالات ابوريحان چيست و ابوريحان چه مىخواسته است بگويد ؟ گاهى مىبينيم كه همين گونه افراد در روزنامه مقالاتى مىنويسند و به مقايسه ميان ابوريحان و بوعلى و ماهيت تمدن اسلامى مىپردازند ! ! اينكه ابوريحان در فلسفه مقام والايى نداشته باشد به هيچ وجه از قدر و ارزش ابوريحان نمىكاهد . ارزش ابوريحان كه جهان به اعجاب به او مىنگرد به جهت انديشههاى فلسفى او نيست ، براى يك سلسله تحقيقات و ابتكارات است كه امروز آنها را « علم » مىنامند نه « فلسفه » ، و روز به روز هم قدر و ارزش ابوريحان بيشتر شناخته مىشود . ضرورتى ندارد كه ما براى اينكه ارزش ابوريحان را بالا بريم براى او در رشتهاى كه كار زيادى نكرده و علاقهاى در زندگى به آن نشان نداده است مقامى از پيش خود بتراشيم . همه چيز را همگان دانند . به نظر ما اينكه ابوريحان سؤالات فلسفى خود را با بوعلى كه بيش از ده سال از او كوچكتر بوده است و به قول خود ابوريحان در آن وقت « جوان فاضلى » بوده ، طرح كرده است ، دليل بر اين است كه ابوريحان از نظر فلسفى ادعايى نداشته است . ابو ريحان به تمام معنى پژوهشگر بوده است . در شرح حالش مىخوانيم كه اگر با