مرتضى مطهرى
80
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عبد الرحمن بدوى ( در ضمن ارسطو عند العرب ) تصحيح كردم و بعضى كلمات را طبق قرائن اصلاح كردم . البته در المباحثات چاپ بدوى نيز غلطهايى موجود است ، احياناً در بعضى جاها آنچه در چاپ تركيه آمده است صحيح است و آنچه در چاپ بدوى آمده است غلط است و در بعضى موارد هر دو غلط است و قرينهء قطعى بر اصل صحيح آن مىتوان به دست آورد . نظر به اينكه از ترجمه تحت اللفظى چيزى مفهوم نمىشد ، محتواى سؤال و جوابها را با اضافه كردن توضيحاتى ذكر مىكنيم سپس به بررسى اصل مسأله مىپردازيم . عليهذا آنچه در اينجا نقل مىشود يك ترجمه ساده و تحت اللفظى نيست ، بلكه كوشش شده ضمن نقل سؤال و جواب ، مقصود ، توضيح [ داده ] و پرورانده شود . مقام فلسفى ابوريحان از ابوريحان اثر فلسفى قابل توجهى كه بدان وسيله بتوان به مقام فلسفىاش پى برد باقى نمانده است . ابوريحان خود فهرست تأليفاتش را داده است ، در آنها اثر فلسفى قابل توجهى ديده نمىشود و آنچه هم بوده ناياب است و از دست رفته است . بعلاوه ظاهراً ابوريحان بر خلاف بوعلى حوزهاى نداشته و شاگردانى تربيت نكرده است تا از راه شاگردان بتوان اطلاعاتى در اين زمينه كسب كرد . آنچه از ابوريحان در زمينههاى فلسفى باقى مانده اشاراتى است كه در ضمن كتبش مانند الاثار الباقيه و تحقيق ماللهند به مسائل فلسفى و آراء فلاسفه كرده است و ديگر ، سؤالاتى است كه از بوعلى درباره برخى مسائل كرده و پاسخ آنها را خواسته است . نداشتن هيچ اثر فلسفى سبب شده كه برخى اساساً او را فيلسوف ندانند و دخالت او را در مسائل فلسفى بى جا و ناروا تلقى كنند . شهرزورى در كنز الحكمه و بيهقى در تتمهء صوان الحكمه صريحاً مىگويند : « او در مسائل فلسفى وارد نبوده و نمىبايست در اين مسائل دخالت مىكرد » . ولى در عصر ما گروهى به نقطه مقابل فكر مىكنند . اينها ابوريحان را فيلسوفى مىدانند كه از معاصران خود پيشرفتهتر بوده است ، زيرا ديگران پابند فلسفهء ارسطويى بودهاند اما فلسفهء ارسطويى ابوريحان را قانع نمىكرده است و به همين