مرتضى مطهرى
72
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
همواره همين موضوع مطرح است كه چگونه صدها و هزارها اتم از كربن و ئيدروژن و ازت و اكسيژن توانستهاند با يكديگر مجتمع شده يك ملكول از مادهء زنده را تشكيل دهند . . . در هر حال احتمال پيدايش يك سلول ، مسألهاى است كه با تصادف مطلق سرو كار دارد ، و اين تصادف آنقدر خارق العاده است كه جز « معجزه » هيچ نامى نمىتوان بر آن گذاشت ، پس آيا بايد به حكم اجبار بر آفرينش خداوندى متكى شويم ؟ . . . چون علم مثبت نه آفرينش مىپذيرد و نه توليد خود به خود پس بايد تصور كنيم كه زمين عيناً مانند آبگوشت كشت ميكروبها عمل كرده است . . . بسيار خوب ، اما تخم حيات براى اين كشت از كجا آمد ؟ . . . » « 1 » اين گفتههاى اين دانشمند بزرگ پىير روسو را - كه مدعى است بر دانش جهان از قديم الايام تا عصر حاضر احاطه دارد - يك بار ديگر بخوانيد و از فحواى سخن وى طرز تصور او را در مفهوم آفرينش و خداوند به دست آوريد . به عقيدهء او علم مثبت نه آفرينش را مىپذيرد و نه توليد خود به خود را ؛ و حق هم با اوست ، زيرا تصورى كه او از معناى آفرينش دارد مورد تأييد علم قرار نگرفته است ؛ و من اضافه مىكنم و مىگويم : تصورى كه پىير روسو و همهء دانشمندان همقطار او از معناى آفرينش دارند به حكم براهين محكم غير قابل ترديد فلسفى محال و ممتنع است و ازلا و ابدا واقع نشده و واقع نخواهد شد . آن تصور از معناى آفرينش مبنى بر گزاف و صدفه است ، در صورتى كه خلقت الهى جز از مجراى سنن معين و قطعى ، خواه آنكه بر ما معلوم باشد يا مجهول ، صورت نمىگيرد . در اينجا دو سؤال هست : يكى اينكه ممكن است خوانندهء محترم چنين تصور كند كه پىير روسو و ديگران زبان علم هستند و آنچه علم به آن رسيده بيان كرده و توضيح دادهاند ، پس اين ايرادها به منزلهء ايراد بر پيشروى علم است . بايد تأكيد كنم كه آنچه به عنوان نمونه ذكر شد براى اين بود كه نشان بدهم آنچه اين فرضيهها را به اين شكل و به اين صورت درآورده ، مشاهدات مثبت و تجربيات عينى نيست ؛ جريان تجربيات علمى را به شكل ديگر و تعبير ديگر هم مىتوان بيان كرد . تصور مخصوص دانشمندان در معنا و مفهوم آفرينش و طرز تفكر فلسفى خاصى كه بر اذهان آنها حكومت مىكرده موجب شده كه در طول تاريخ علم ، مسائل بالا به
--> ( 1 ) همان مأخذ ، ص 653 .