مرتضى مطهرى
57
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اختلاف درجهء وجودى ماده و حيات ، مطلبى است علمى و مبرهن . ما اگر از راه اختلاف سطح وجودى ماده و حيات بخواهيم به منبع ماوراء الطبيعى حيات پى ببريم ، از جنبهء مثبت معلومات خود پى بردهايم نه از جنبهء منفى آنها ، خدا را در ميان معلومات خود جستهايم نه در ميان مجهولات خود ؛ ديگر محتاج نيستيم كه در هر جا كه در مقام توجيه يك علت طبيعى درمانديم ماوراء الطبيعه را از درجهء خود تنزل دهيم و جانشين طبيعت نماييم ، بلكه حتما بايد حدس بزنيم يك علت طبيعى در كار هست گو اينكه علم ما هنوز به آن نرسيده است . صدر المتألّهين در سفر « نفس » اسفار روى همين نكته به امام فخر رازى حملهء شديدى مىكند و مىگويد : « من تعجب مىكنم از اين مرد و امثال اين مرد كه هر وقت مىخواهند اصل توحيد يا اصل ديگرى از اصول دين را اثبات كنند به دنبال اين مىگردند كه جايى را پيدا كنند كه علت طبيعى مجهول باشد و به زعم آنها نظم جهان به هم خورده باشد و حسابها درهم ريخته باشد . » « 1 » از مجموع آياتى كه قبلًا نقل كرديم معلوم شد كه از نظر قرآن كريم خلقت يك امر آنى نيست ؛ يك حيوان و يا يك انسان ، در مراتب تكاملى كه طى مىكند دائماً در حال خلق شدن است ، بلكه اساساً جهان هميشه در حال خلق شدن و دائماً در حال حدوث است . نقطهء مقابل اين فكر ، فكر ديگرى است كه خلقت را منحصر به « آن » مىداند ؛ هر وقت مىخواهد از خلقت عالم بحث كند دنبال « آن » اوّلى مىرود كه عالم خلق شد و از كتم عدم بيرون آمد ، مثل اينكه اگر چنين فرضى نكند ديگر عالم حادث و مخلوق نيست ؛ و همچنين هر وقت كه مىخواهد از مخلوق بودن حيات بحث كند دنبال « آن » اوّلى كه حيات آغاز شده است مىرود . اين طرز فكر يك طرز فكر يهودى است ( وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا ) « 2 » . آن طرز فكر دربارهء « رابطهء حيات با ارادهء خداوند » كه هميشه به دنبال
--> ( 1 ) رجوع شود به جلد سوم اصول فلسفه و روش رئاليسم ص 220 . ( 2 ) مائده / 64 .