مرتضى مطهرى

33

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خواص روحى از طرف ديگر است . حقيقت اين است كه نظريه دكارت در اين باب يك نوع تقهقر و رجعت به نظريه افلاطون است و مثل اين است كه دوباره ما را به ياد مرغ و آشيانه مىاندازد . دكارت از طرفى چون به تصورات فطرى و ذاتى قائل است و از همان ابتداى امر نفس را در قسمتهايى امر بالفعل مىداند « 1 » نظريه‌اش نزديك به نظريه افلاطون است و از طرف ديگر نظريه وى از لحاظ بيان علاقه و ارتباط بين روح و بدن همان اندازه كوتاه است كه نظريه افلاطون كوتاه بود . اين رجعت و تقهقر بسيار گران تمام شد . رابطه و علاقه ذاتى و طبيعى بدن از يك طرف و روح يا خواص روحى از طرف ديگر ، چيزى نبود كه بتوان از آن چشم پوشيد و تنها به وجوه اختلاف و تباين بين جسم و امور روحى قناعت كرد . فعاليت هوشمندان بعد از دكارت متوجه كشف رابطه بين ايندو شد . كسى كه فىالجمله به تاريخ فلسفه در عصر جديد آشنا باشد مىداند كه تا چه اندازه همت فلاسفهء جديد صرف پيدا كردن نوع ارتباط امور بدنى و امور روحى شده و تا چه اندازه مكتبهاى مختلف به وجود آمده و نظريه‌هاى گوناگون پيدا شده و تا چه افراط و تفريطهايى پيش رفته‌اند ، تا آنجا كه عده‌اى نمودهاى روانى و پديده‌هاى نفسانى را خاصيت عادى و طبيعى تركيبات ماده دانستند و منكر هر نوع « ثنويت » و دوگانگى بين روح و بدن شدند ، و برخى ديگر جسم و ماده را بىحقيقت و صرفاً نمايشى براى روح دانستند و از اين راه « ثنويت » و دوگانگى روح و جسم را به خيال خود از ميان برداشتند ، گروهى هم از اين تلاشها خسته شدند و تحقيق اين بحث را از حدود قدرت بشر خارج دانستند . اگر چه بحث از ماهيت امور روحى و كيفيت علاقه و ارتباط روح و بدن در ميان دانشمندان و فلاسفه جديد به جايى نرسيد ولى البته فعاليتهاى خستگى ناپذير و مفيد دانشمندان در همه رشته‌ها و مخصوصاً در رشته‌هاى زيست شناسى و بالاخص در فيزيولوژى و روانشناسى به نتايج عظيم و شگرفى رسيد ؛ احياناً خود دانشمندان مربوط اين رشته‌ها توجهى به نتيجه تحقيقات خود راجع به ماهيت مسائل روحى و كيفيت علاقه بين روح و بدن نداشتند ولى اين تحقيقات زمينه را براى تحقيق در اين مسئله كاملًا فراهم ساخت و ما بعداً به آنها اشاره خواهيم كرد .

--> ( 1 ) براى توضيح اين مطلب رجوع شود به جلد دوم اصول فلسفه و روش رئاليسم .