مرتضى مطهرى

117

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

محدود است ، حركت و زمان حركت هم محدود مىشود . اينكه ارسطو در كتاب الطبيعه « 1 » - و به تبع او بوعلى - چنين فرض كرده‌اند كه لازمه تركّب مسافت از اجزاء غيرمتناهى اين است كه حركت نيز تبديل شود به مجموع وصولات ، و زمان نيز به نوبه خود تبديل شود به مجموع آنات ، صحيح نيست . عليهذا تسليم بوعلى به اين فرض كه اگر اجزاء بالفعل ، غيرمتناهى باشد لازم مىآيد كه هيچ سريعى به هيچ بطيئى نرسد ، درست نيست . صدرالمتألهين در جلد دوم اسفار ، مباحث مربوط به « جزء » ، همين ايراد را از ابوريحان به عنوان اعتراض بر ارسطو نقل مىكند ، آنگاه جواب بوعلى را نقل مىكند و در پايان بدون آنكه اظهار نظرى درباره جواب بوعلى بكند نظر خويش را درباره حركت به نحوى كه ما اشاره كرديم ذكر مىكند و تلويحا به بوعلى اعتراض مىكند . اختلاف صدرا و بوعلى در اين جهت كه موجود متحرك در حين حركت از لحاظ مقوله‌اى كه در آن حركت مىكند ( مافيه الحركة ) افرادى آنى دارد و حافظ وحدت آنها موضوع حركت است ، و يا فردى زمانى ممتد به امتداد زمان دارد و افراد آنى افراد بالقوه‌اند و نياز به موضوع از لحاظ حفظ وحدت كثرات نيست ، از لحاظى ديگر است ، يك اختلاف اصولى است و در مبحث « حركت جوهريّه » مطرح است . يكى از عللى كه موجب شده بوعلى منكر حركت جوهريه شود همين است كه گمان كرده متحرك در حين حركت در هر « آن » داراى يك فرد از مقوله‌اى است كه در آن مقوله حركت مىكند و صدرا با استدلالى قوى آن را رد كرده است . از نظر صدرا شئ متحرك در حال حركت داراى فرد آنى از ما فيه الحركة نيست مگر به نحو اجمال و انطواء نه به نحو تفصيل و كثرت . اصطلاحا گاهى از اين اجمال و انطواء كه نقطهء مقابل كثرت و تفصيل است و به معنى وجود كثرت در وحدت است ، به « بالقوه » تعبير مىشود ، ولى در اينجا مقصود از « بالقوه » آن نيست كه مقابل « بالفعل » اطلاق مىشود . از نظر صدرا شئ متحرك در حال حركت از نظر مقوله‌اى كه در آن مقوله حركت مىكند داراى هيچ ماهيت بالفعلى نيست در عين اينكه بالقوه يعنى بالاجمال و الانطواء در آن واحد مصداق ماهيات غير متناهيه است . شئ متحرك از نظر مقوله‌اى

--> ( 1 ) . كتاب الطبيعه ، چاپ عبد الرحمن بدوى ، ج 2 / ص 606 .