مرتضى مطهرى
110
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خورشيد حركت كند ، بايد هيچ وقت ماه به خورشيد نرسد براى آنكه اگر بخواهد برسد بايد فاصله را به صفر برساند و براى اينكه فاصله را به صفر برساند بايد جزءها را يكى پس از ديگرى طى كند و چون اجزاء بىنهايتند هر چه جزء طى كند به صفر نمىرسد ، لهذا هيچگاه ( با اين فرض ) سريعى به بطيئى نمىرسد و حال آنكه مشاهده خلاف اين مدعا را ثابت مىكند . البته بر قول طرفداران جزء لايتجزى نيز ايرادات سختى وارد شده است كه آشنايان به علوم هندسى به آن آگاهند ، اما آنچه بر مخالفينشان وارد است شنيعتر است . اكنون تو بگو راهى كه از هر دو بشود تخلص جست چيست ؟ جواب : اينكه يك شىء پيوسته ، اعم از جسم يا سطح يا طول يا حركت يا زمان ، ممكن نيست كه از اجزائى تشكيل شود كه لايتجزى باشند يعنى طرفين و وسط نداشته باشند ، مطلبى است كه ارسطو در مقاله ششم از « سمع الكيان » آن را با براهين منطقى قوى و خلل ناپذير به ثبوت رسانده است . اين اعتراضى كه تو اكنون كردهاى ارسطو نيز بر خود وارد كرده و جوابكى هم بدان داده است . اما آنچه بايد بدانى اين است كه مقصود ارسطو از اينكه جسم تا بىنهايت قابل قسمت است اين نيست كه اين قسمتها به مرحله فعليت مىرسند و مرحلهاى مىرسد كه جسم داراى بىنهايت اجزاء بالفعل مىشود ؛ مقصود اين است كه هر جزئى از اجزاء جسم كه فرض شود به نوبه خود داراى بعد است يعنى وسط و طرفين دارد ، چيزى كه هست بعضى از اجزاء ممكن است عملا به دو جزء تقسيم شوند ، اينها منقسم بالفعل مىباشند ، بعضى ديگر به علت كمال كوچكى قابل انقسام نمىباشند ، اينها منقسم بالقوه مىباشند . پس همواره انقسام بالفعل در يك حد معين متوقف مىشود و از آن تجاوز نمىكند و هيچگاه به مرحلهاى نمىرسد كه تمام انقسامات متوالى پىدرپى غير متناهى صورت گيرد و جسم داراى اجزاء غير متناهى بالفعل بشود . عليهذا اعتراض تو به كسانى كه مىگويند انقسامات نامتناهى جسم ممكن است فعليت يابند وارد است اما بر كسى كه مدعى است بعضى از اجزاء جسم بالفعلاند و بعضى ديگر بالقوه ، اين ايراد وارد نيست ، زيرا حركت در يك مسافت متناهى و پيوسته صورت مىگيرد كه آن مسافت بالقوه منقسم است نه بالفعل . و اين است راه خروج از هر دو شناعت كه بر هر دو مسلك وارد است . اما جوابى كه ارسطو داده است و مفسران و شارحان ارسطو آن را شرح دادهاند واضح است كه سفسطه و مغالطه است . اگر نبود كه دوست دارم از تطويل اجتناب