مرتضى مطهرى
94
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
در آن قبلى است ؛ آناً فآناً حادث مىشود و فانى مىشود . اگر اين مراتب را با هم مقايسه كنيم حدوث و فنا مىبينيم . مىگوييم آنچه در آنِ اول وجود داشت در آنِ دوم وجود ندارد و آنچه در آنِ دوم وجود دارد در آنِ سوم وجود ندارد . اگر خود مراتب حركت را مقايسه كنيم باز همين مسئلهء حدوث و فنا هست ، زيرا اين جزء اين حركت كه در اين جزء از زمان وجود دارد ، در جزء بعدى وجود ندارد و در جزء قبلى هم وجود ندارد . اگر همين جزء را به دو جزء تقسيم كنيم هر جزئش در قطعهاى از زمان وجود دارد و در قطعهاى ديگر از زمان وجود ندارد . اما اگر از اين حدوث و از اين اجزاء كاملًا صرف نظر كنيم يعنى مجموع مسافت را يك چيز در نظر بگيريم و مجموع زمان را هم يك چيز در نظر بگيريم و اجزاء حركت را با يكديگر مقايسه نكنيم ، آنوقت همه در اعتبار ذهن ما يك شىء واحد است ؛ از اول كه شىء وجود پيدا مىكند يك « تغير » وجود پيدا كرده است و اين تغير تا آخر باقى است . بيان آيت اللَّه بروجردى در مورد ماهيت لابشرط و به شرط لا آقاى بروجردى بيان مخصوصى داشتند در باب فرق بين ماهيت « لا به شرط » و « به شرط لا » كه اين ، غير از لا به شرط و به شرط لايى است كه اصوليين در مورد اعتبارات ماهيت مىگويند . آن لا به شرط و به شرط لا ، آن است كه در فرق بين ماده و صورت گفته مىشود . بيان مرحوم آقاى بروجردى اين است كه يك كل ممتد را دو جور مىتوان لحاظ كرد كه در يك لحاظ غيريت است و در لحاظ ديگر وحدت . ايشان اين مثال را ذكر مىكردند ، مىگفتند شما آب اين حوض را در نظر بگيريد . آب اين حوض در تمام اين حوض وجود دارد . آبى كه در اين گوشهء حوض قرار دارد با آن آبى كه در آن گوشهء ديگرِ حوض قرار گرفته است به يك اعتبار همان است و به يك اعتبار غير از آن است . اگر ذهن شما اين آب را در عالم ذهن تجزيه كند ، مىگوييد اين غير آن است . آبى كه من دستم را در اين گوشهء حوض داخل آن فرو مىبرم غير از آبى است كه در گوشهء ديگر قرار دارد . مىتوانم بگويم من اينجا را دست نزدم آنجا را دست زدم ؛ راست هم هست ، زيرا من به آن جزء آب دست زدم ، نه به اين جزء آب . اما يك وقت است كه شما اساساً اين حدود و مرزها را از ذهن خودتان محو