مرتضى مطهرى
78
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
قطعيهاى را كه تدريجاً حادث بشود و بعد مستمرالبقاء باشد نفى كند . دليل بر اين مطلب اين است كه شيخ در لابلاى عبارات خود ، كلمهاى را وارد كرده كه اين كلمه قرينه است بر اينكه شيخ در مقام نفى اين نحو از وجود حركت قطعى بوده است و آن قرينه ، كلمهء « حصولٌ قائم » است . عبارت شيخ اين است : « و إما فى الخارج فلا يكون لها فى الوجود حصول قائم كما فى الذهن » . چرا اين كلمهء « قائم » را شيخ آورده است و مقصودش چيست ؟ مرحوم آخوند مىگويد مقصود شيخ را بايد اينچنين توجيه كنيم كه « حصول قائم » يعنى وجود قار . پس حركت قطعيه در ذهن قارّ است ولى در خارج وجود قار ندارد . اگر مطلب را به اين صورت بگوييم اختلاف ما با شيخ حل مىشود ، زيرا آن نحو وجودى كه ما براى حركت قطعيه قائل هستيم شيخ آن را انكار نكرده است . درست است كه شيخ دربارهء آن نحو وجودى كه ما قبول داريم بحثى نكرده است ولى به هر حال آنچه را كه انكار كرده آن مطلبى نيست كه ما آن را قبول داريم . پس اين وجه سوم باز وجه احكامى يعنى توجيهى شد . قرينهاى بر مراد شيخ از نفى حركت قطعيه مطلب چهارمى كه مرحوم آخوند مىگويد باز هم جنبهء توجيهى دارد . شيخ مباحث حركت را در دو مقاله از مقالات فن اول طبيعيات شفا آورده و نسبتاً هم مفصل بحث كرده است « 1 » . در يك فصل از فصول مقالهء اول ، بحث حركت توسطى و حركت قطعى را طرح كرده كه همين بود كه خلاصهاش را در اينجا خوانديم . در فصل ديگر كه ظاهراً در مقالهء بعد از اين مقاله است ، در باب زمان بحث كرده و در آنجا فصلى دربارهء شكوك و شبهاتى كه در مورد زمان شده است باز كرده است . مسئلهء زمان مسئلهء مشكلى است كه حل كردنش چندان ساده نيست . قطعهاى از زمان به نام ديروز ، پريروز ، پارسال يا ميليونها سال گذشته را به صورت يك كشش در نظر خودمان مجسم مىكنيم ، به صورت كششى كه همينطور ادامه دارد و طولانى است و در مورد آينده [ نيز آن را مجسم كرده ] مىگوييم ميليونها سال آينده . آيا خود اين كشش امرى است كه در خارج وجود دارد ؟ ما وجود زمان را چگونه .
--> ( 1 ) . در جلسهء اول عرض كرديم كه قدما عموماً مباحث حركت را در طبيعيات مىآوردند و اين مرحوم آخوند بوده كه براى اولين بار مباحث حركت را در الهيات آورده است . [ چنان كه قبلًا يادآورى شد نوارهاى جلسات اول و دوم درسهاى اسفار استاد موجود نيست . ]