مرتضى مطهرى

67

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

رابطهء حركت توسطيه و قطعيه با زمان در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه آيا حركتِ به اين معنا در « زمان » وجود دارد ؟ حركت به معنى توسط نمىتواند در زمان وجود داشته باشد ، چون زمان ممتد است و حركتْ نقطه . آيا مىتوان نقطه‌اى را كه در رأس يك زاويه قرار دارد بر يك خط منطبق كرد ؟ چنين چيزى محال است . براى فهم بهتر مطلب ببينيم حركت قطعى كه در زمان صورت مىگيرد چگونه است . اگر حركت قطعى در خارج وجود داشته باشد وجودش در زمان ، معقول و متصور است چون فرض اين است كه وجودش وجود ممتد است و زمان هم كه يك كشش و امتداد است ، بنابراين يك امر ممتد بر يك امر ممتد ديگر منطبق مىشود . وقتى مىگوييم يك ثانيه يعنى يك كشش خاص . اگر حركت هم امتداد و كشش باشد ، معنايش اين است كه يك كشش كه نامش حركت است بر يك كشش ديگر كه نامش زمان است و در مثال ما يك ثانيه امتداد دارد منطبق است . اين ، مقدار است و آن هم مقدار و ايندو بر هم منطبق مىشوند . اين معناى وقوع حركت قطعى در زمان است . اما اگر حركت را توسطى و به صورت نقطه‌اى بدانيم ، زمان كه در مثال ما يك ثانيه است داراى كشش است ولى حركت به معناى توسط كشش ندارد . پس وقوع حركت در زمان طبق قول شيخ به چه معناست ؟ شيخ مىگويد به يكى از اين دو معناست : يك معناى وقوع حركت توسطى در زمان اين است كه مىشود براى زمان ، آنات فرض كرد و حركت در آنات زمان قرار مىگيرد . هر آنى از آنات اين زمان را كه در نظر بگيريم حركت در يكى از آنها وجود دارد . همان‌طور كه حركت در حدود مسافت وجود دارد ، در حدود زمان وجود دارد . پس يك معناى اينكه حركت در زمان است اين است كه براى زمان ، « آن » مىشود فرض كرد و اين حركت در آنْ كه امرى اعتبارى و قراردادى است وجود دارد . اگر چنين بگوييم خود شيخ هم متوجه هست كه وقوع حركت در زمان يك امر قراردادى مىشود نه يك امر واقعى . معناى ديگر وقوع حركت توسطى در زمان اين است كه حركت توسطى از حركت قطعى كه در ذهن وجود دارد خالى نيست و آن حركت قطعى منطبق بر زمان است . پس در واقع « وصف شىء به حال متعلَّق » مىشود . حركت قطعى بر زمان منطبق است و زمانى بودن حركت توسطى به معناى زمانى بودن امرى است كه ملازم