مرتضى مطهرى
62
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مستمر است و يك فناى مستمر هم دارد . پس مىخواهيم ببينيم كه آيا نحوهء وجود حركت از قبيل نحوهء وجود نقطهء هندسى است يا از قبيل نحوهء وجود خط هندسى است كه اينها دو نوع وجود و دو نحوهء از وجودند . به همين جهت است كه عرض كرديم كه حق اين بود كه مرحوم آخوند تعاريف حركت را بعد از اين فصل قرار مىدادند . ما يك شىء را كه تعريف مىكنيم اول بايد نحوهء وجود آن را تشخيص دهيم كه چه نحوهاى از وجود دارد و بعد وارد تعريف آن بشويم . در اينجا هم مرحوم آخوند از كلمات شيخ استفاده مىكند . ابتدا مطلبى را از شيخ به تفصيل نقل مىكند و بعد مىفرمايد : « و فيه مواضع من الانظار نقضاً و إحكاماً » يعنى مطلب شيخ محل نظرهايى است كه بعضى از اين نظرها ، نظرهاى منفى و نقضى و ردّى است و بعضى ، نظرهاى توجيهى و تأييدى است ؛ برخى رد نظريهء شيخ است و برخى توجيهى است براى حرف شيخ . محل نزاع در مورد حركت توسطيه و قطعيه شيخ در شفا اينطور فرموده است كه « الحركة اسم لمعنيين » حركت ، اسم براى دو معنى است . نگفته است « الحركة على قسمين » . تعبير اخير اگر باشد يعنى حركت مشترك معنوى ميان دو قسم است . مثل اينكه بگوييم « الحركة إما مستقيمة أو مستديرة » ؛ حركت يك معنى است كه به مستقيم و غير مستقيم تقسيم مىشود . ولى شيخ مىگويد : « الحركة اسم لمعنيين » يعنى اينها دو معنايى هستند كه قدر مشترك ندارند ، مثل همان نقطه و خط . آيا از اين دو معنا كدام يك در خارج وجود دارد و كدام يك ساختهء ذهن است ؟ باز از همان تشبيه خودم استفاده مىكنم . ( تعبير « خطى » و « نقطهاى » در كلمات شيخ و آخوند نيست ولى براى فهم مطلب مفيد است . ) درست مثل اين است كه دربارهء نحوهء وجود يك شىء اختلاف داشته باشيم . يكى معتقد باشد كه نحوهء وجود خارجى اين شىء وجود نقطهاى است و نحوهء وجود خطى در ذهن است ، يعنى ذهن اين وجود نقطهاى را خط تصور مىكند ، نظير حركت جوّاله يا قطرهاى كه از آسمان فرود مىآيد . ديگرى ممكن است بگويد كه اين شىء در خارج به صورت خط وجود دارد ولى ذهن آن را به صورت نقطه مىبيند . مثلًا ممكن است يكى از اضلاع